{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگرچه دستانش،
از ابتذال شکننده‌تر بود ؛
هراس من باری
همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن
از آزادیِ آدمی افزون باشد !
دیدگاه ها (۳)

..

چــه بیـهوده زیسـتنی اســت ایــن دنــیا.... کــه نــه "قــاض...

هیچ ڪس جُز عشقِ تو رامَم نڪرد…خوابِ پائیزے هَ...

...

نمایشِ ذلت‌باری‌ست؛تحقیر آدمیان، برای گریز از ویرانه‌ی درونِ...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

عکس

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بوده...

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود....

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود....

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود....

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود....

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود....

هرگز از مرگ نهراسيده اماگر چه دستانشاز ابتذال شكننده تر بوده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط