مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگان ِ مهر محتاج ِ ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل ِ معاش اندیش با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم ِ این رندی برای اهل ِ معنا سخت نیست
دلبری خوب است اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب ِ دیدار سر ِ زلف ِ تو نیست
این که در آیینه گیسو می گشایی بهتر است
کاش دست ِ دوستی هرگز نمی دادی به من
آرزوی وصل از بیم ِ جدایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگان ِ مهر محتاج ِ ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل ِ معاش اندیش با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم ِ این رندی برای اهل ِ معنا سخت نیست
دلبری خوب است اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب ِ دیدار سر ِ زلف ِ تو نیست
این که در آیینه گیسو می گشایی بهتر است
کاش دست ِ دوستی هرگز نمی دادی به من
آرزوی وصل از بیم ِ جدایی بهتر است
- ۳.۲k
- ۲۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط