{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 2

لیا: چی گفتی؟
کایل چند ثانیه ساکت موند، بعد خندید.

کایل: شوخی کردم.

لیا: شوخی؟!با مرگ من شوخی میکنی؟!

کایل: خب قیافت خیلی بامزه بود.

لیا: کایل!

کایل: باشه، باشه... عصبانی نشو.
از جاش بلند شد و رفت سمت در رفت.

کایل: آماده شو باید بریم پایین.

لیا: کجا؟

کایل: مراسم استقبال.

لیا: مراسم استقبال برای کیه؟

کایل: برای فرمانده گارد سلطنتی.
لیا با تعجب نگاهش کرد.

لیا: یعنی...برای خودته؟

کایل: بلاخره فهمیدی.
بعد درو باز کرد.

کایل: زود باش لیا همه منتظرن.

لیا: من اصلاً برای این چیزا آماده نیستم.

کایل: پنج دقیقه وقت داری.

لیا: پنج دقیقه؟
دیدگاه ها (۹)

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

وقتی استادت بود:P:5ویو کوک:که یک دفعه ایی دستشو گزاشت روی سر...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²²﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...ات با حال و هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط