با همه بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام

با همه بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانیم
حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانیست که بارانیم
حرف بزن
سالهاست تشنه یک صحبت طولانی ام

بابک ...
دیدگاه ها (۵)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

..با همه بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسود...

با همه بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی...

آمده ام با عطش سالها                  تا تو کمی عشق بنوشانیم...

با همه ی بی سر و سامانی ام, باز به دنبال پریشانی ام.... طا...

. با همه بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگ...

مه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ام...

با همه بی سروسامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ام...

با همه ی بی سر و سامانی ام با همه ی بی سر و سامانی ام باز به...

...با همه ی بی سرو سامانیمباز به دنبال پریشانیمطاقت فرسودگیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط