My vampire

My vampire
P⁶
جونگ کوک: جیمین دوسش نداره
ا/ت: هوم
یهو جیمین اومد تو اتاق
جیمین: ا/ت بیا
ا/ت: ب....باشه
جیمین محکم کوبوندت به دیوار
جیمین: برا چی جلو ....
ا/ت: توضیح میدم
جیمین: *خنده عصبی*
جونگ کوک: چیشده ؟
جیمین: خفه شو
لارا: ا/ت
ا/ت: م...م...من
جیمین: .....*پوزخند*
ا/ت: من.... از لوری متنفرم
جیمین به ا/ت سیلی زد
لارا: برو گمشو مرتیکه غول
جونگ کوک: جیمین .....
ا/ت: هق....هق....ج...جیمین
جیمین: خفه شو ا/ت
جونگ کوک جیمین و برد تو اتاق
لارا: ا/ت خوبی ؟
ا/ت: اوهوم
لارا: تو حسودی کردی ؟
ا/ت به لارا چشم غره رفت
لارا: *خنده* اونم دوست داره
جونگ کوک اومد تو اتاق
جونگ کوک: جیمین خیلی اعصبانیه
بغض کردی
ا/ت: همممممم.....
رفتی از اتاق بیرون
ا/ت: هومممممم....
در زدی
جیمین: کیه ؟ (داد)
ا/ت: م....م..منم (ترسیده)
جیمین یهو در و باز کرد
یهو لرزیدی
جیمین: متاسفم
لارا: جونگ کوک
جونگ کوک: هوم ؟
لارا: صحنه عاشقانه (خنده)
جونگ کوک: *خنده*
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط