#مثلِ...👌❤🍀

یک زمانی بود
آدم ها #خیال می کردند
یک #گنجشک برای تمام آسمان بس است.
چه آرزوی کوچکی داشتند.
 آدم هایی پیدا می شدند که تمام عمر عاشق می ماندند.
چه حوصله ای. خوشا به حال ما که با چند قدم از روی همه چیز رد می شویم.
بی آن که #دعایی خوانده باشیم روی دیوار کلیسا نقاشی می کنیم، به همان سبک‌باری که رفته ایم بر می گردیم و یقین داریم که برای مذهب نمره خوبی خواهیم گرفت.
#مثل زنبور عسل نه، مثل پروانه روی تجربه ها بنشینیم و برخیزیم. تنهایی، مراقبه ، شور، حال ،#عشق... از هر کدام اندکی بچشیم ، هیچ چیز نباید زیاد وقت ما را بگیرد....📷📸
#آرامکده
دیدگاه ها (۰)

رمان تاجی از سوءتفاهم

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

راز خون پارت ۱۲

قسمت ۸(بخش یک)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خدا این طور خواسته؟ خد...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

یک زمانی بود آدم ها خیال می کردند یک گنجشک برای تمام آسمان ب...

butterfly;

اندکی حالِ خوب...👌❤🍀خانه قدیمی مادر بزرگ، پناه آخر هفته های ...

اندکی حالِ خوب...👌❤🍀خانه قدیمی مادر بزرگ، پناه آخر هفته های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط