هوالمحبوب
هوالمحبوب
خدای من ...
دردانه ی یگانه ی من...
سرگشتگی روح آواره ام آنگاه پایان می پذیرد که در تو بیارامم
ای زیبایی ات شکسته حصار حد ها
ای محبتت دریده گریبان صبرها
ای عظمتت در هم پیچیده طومار وصف ها
الله اکبر
ای سر مهجور
ای شگفتی سر به مهر
جانم از حرارت حیرتت آتش بر دامان آسمانیان میزند
لرزه ی اندام اندیشه ام در کنه بی نفوذت، قبرهای غفلت زدگان را در هم می کوبد
و طوفان گریه های اشتیاق افسوس آگینم، دیوانه وار سر بر افلاک بر میدارد
خدای من
از چه خطابت کنم که تو جان منی
پیدا و پنهان منی
بگذار طنین بی تابانه ی نامت را در خویش فریاد زنم
تا بنگری که از شوق تمنایت ای محبوب من،
ذرات هستی ام چگونه در مصاف فنا از هم پیشی میگیرند...
خدای من ...
دردانه ی یگانه ی من...
سرگشتگی روح آواره ام آنگاه پایان می پذیرد که در تو بیارامم
ای زیبایی ات شکسته حصار حد ها
ای محبتت دریده گریبان صبرها
ای عظمتت در هم پیچیده طومار وصف ها
الله اکبر
ای سر مهجور
ای شگفتی سر به مهر
جانم از حرارت حیرتت آتش بر دامان آسمانیان میزند
لرزه ی اندام اندیشه ام در کنه بی نفوذت، قبرهای غفلت زدگان را در هم می کوبد
و طوفان گریه های اشتیاق افسوس آگینم، دیوانه وار سر بر افلاک بر میدارد
خدای من
از چه خطابت کنم که تو جان منی
پیدا و پنهان منی
بگذار طنین بی تابانه ی نامت را در خویش فریاد زنم
تا بنگری که از شوق تمنایت ای محبوب من،
ذرات هستی ام چگونه در مصاف فنا از هم پیشی میگیرند...
- ۶۱۴
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط