{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تلنگر 124

#تلنگر 124 شیعیان ما، به اندازه آب خوردنی، ما را نمی خواهند....

حاج محمد علی فشندی فرمود:
« در مسجد جمکران قم اعمال را بجا آورده و با همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند.
گفتم: « این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است ».

ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد؛ پس از آنکه ظرف آب را پس داد گفتم:
« آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد».

فرمود: « شیعیان ما به اندازه آب خوردنی، ما را نمی خواهند، اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد ».
این را فرمود و تا نگاه کردم آقا را ندیدم. فهمیدم وجود اقدس امام زمان علیه السلام را زیارت کردم و حضرتش امر به دعا نموده است ».
دیدگاه ها (۴)

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

•یک نشــان روی لبـاس و سـه پیـــامی که آقامصطفی می‌رساند!.رو...

🌙 شب بخیرامشب هم روزی دیگر به پایان رسید، ولی دعا و امید هرگ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

ماجرای گفت‌و‌گوی آقای حق‌شناس و امام زمان(علیه السلام)در مجل...

السلام علی المهدی عج

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط