دست آن شیخ ببوسیدم که تکریمم کرد
دست آن شیخ ببوسیدم که تکریمم کرد
مُحتسب را بنوازید که آزادم کرد
معتکف گشتم از این پَس به در پیر مُغان
که به یک جُرعه می از هر دو جهان سیرم کرد
آب کوثر بخورم منّت رضوان نَبرم
پرتو روی تو ای دوست جهانگیرم کرد
دل دَرویش بدست آر که از سرّ الله
پَرده برداشته آگاه ز تقدیرم کرد
پیر میخانه بنازم که بسرپنجۀ خویش
فانیم نه بلکه عَدم کرده و تسخیرم کرد
خادم دَرگه پیرم که ز دلجوئی او
غافِل از خویش نمود و زیر و زبرم کرد
ای دوست بشنو از من که به غیر از الله
هر چه هست فانی و اوست که جاویدان است
دریافت طرحدریافت استوری طرح
اشتراک 
کلیدواژه:
امام خمینیشعرامام رضا (ع)دیوان اماماشعار امامدیوان اشعار
بيشتر بخوانيد: #quote28011" target="_blank">http://emam.com/posts/index/quote#quote28011
مُحتسب را بنوازید که آزادم کرد
معتکف گشتم از این پَس به در پیر مُغان
که به یک جُرعه می از هر دو جهان سیرم کرد
آب کوثر بخورم منّت رضوان نَبرم
پرتو روی تو ای دوست جهانگیرم کرد
دل دَرویش بدست آر که از سرّ الله
پَرده برداشته آگاه ز تقدیرم کرد
پیر میخانه بنازم که بسرپنجۀ خویش
فانیم نه بلکه عَدم کرده و تسخیرم کرد
خادم دَرگه پیرم که ز دلجوئی او
غافِل از خویش نمود و زیر و زبرم کرد
ای دوست بشنو از من که به غیر از الله
هر چه هست فانی و اوست که جاویدان است
دریافت طرحدریافت استوری طرح
اشتراک 
کلیدواژه:
امام خمینیشعرامام رضا (ع)دیوان اماماشعار امامدیوان اشعار
بيشتر بخوانيد: #quote28011" target="_blank">http://emam.com/posts/index/quote#quote28011
- ۱.۰k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط