✿ دلتنگ کربلا ...

✿ دلتنگ کربلا ...


خرج تو میکنم دلتنگی هایم را ، به امید دیدار کربلای تو ...

من دلم نازک است و زود می گیرد...

اما ایمانم اگر به چیزی بند کند ، دیگر هیچ حرفی نمی تواند آن را سست کند ؛

ایمان دارم وقتی دلم عجیب برای تو تنگ می شود ...

وقتی عجیب دل هوای دیدارت دارد ...

وقتی عجیب جاذبه ی قلبم به سوی توست ...

آن لحظه نوشته می شود به پایم ثواب زیارتت!

و دلم قرص میشود که تو را از همین اتاقم و پشت پنجره ای نیمه باز زیارت کرده ام...

به خودم می گویم که تو صدایم را شنیده ای و قدری از هوای ملکوتی بین الحرمینت را برای دل خسته ام فرستاده ای...

من به همین چیزها دل خوش کرده ام و گرنه که تا بحال از غم دوریت ...

دلم به حال خود میسوزد...

دلم میسوزد که نمی توانم از نزدیک بـــبــــــویـــمــت...


عطر سیب  حرمت آرزوست ...


حضرت ارباب ، ســــلامٌ عَــلَـــیــــک...
دیدگاه ها (۸)

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

هوای وصل تو روشن کند کلامم رانسیم موی تو جادو کند مشامم راچن...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

هوای وصل تو روشن کند کلامم رانسیم موی تو جادو کند مشامم راچن...

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

راستــ می گفتی دل دادگی آنقدرها همـ که فکرشرا می کردیمـ ساده...

دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو فقط...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

علیرضا جان💔از بندر،چند تکه از تو را برایمان آوردند…لباس‌هایت...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط