مربی موتور سوار
part 15
ویو ۱ هفته بعد .
همه چیز عادی شده بود خونه رو مس گرفته بودن و به زندگی عایدشان ادامه میدادن
یه روز خیلی رندوم استیسی به ات زنگ زد
استیسی . اتتت پاشو بریم بیرون
ات . کجا ؟
استیسی . بار
ات . عاااا باش
ات بلند شد و حاضر شد استیسی هم همینطور
ات سوار تاکسی شد و رفت پیش استیسی
با هم رفتن سمت بار
مثل همیشه فضای داخلی پر از بوی سیگار و ... بود و سخت میشد عادت کرد و نفس کشید
ات و استیسی با هم رفتن و یه گوشه نشستن سفارش دادن و خوشمیگذروندن که ات چشمم به فرد آشنایی خورد گامین ( تو پارتای قبلی هم بود )
گامین که ات رو دید ومد سمتش
گامین. ات سلام اینجا چیکار میکنی
ات . سلام ادما معمولا تو بار چیکار میکنن ؟
گامین . میشه بشینم اینجا ؟
ات . عا استیسی مشکلی نداری ؟
استیسی. نه
همینجوری نشسته بودن که ات چشمش به تهیونگ افتاد که داشت با یه دختر به اتاق میرفت دختره دستشو گرفته بود و میکشید
ات که پشماش ریخته بود تو ذهنش برای خودش داشت سناریو میساخت
ات . یعنی مربی من همینقدر ادم هولیه ؟ خب عاره دیگه ات ات احمق کسی که موتور داره ماشین داره شرکت داره تو بار هست با یه دختر داره میره تو یه اتاق دیگه میتونه چی باشع وای
( همش تو ذهنش بود )
ات اهه مرتیکه هول ( بلند )
گامین ، استیسی. با کی ؟
ات . با....
.
.
.
.
ادامه دارد ....
ویو ۱ هفته بعد .
همه چیز عادی شده بود خونه رو مس گرفته بودن و به زندگی عایدشان ادامه میدادن
یه روز خیلی رندوم استیسی به ات زنگ زد
استیسی . اتتت پاشو بریم بیرون
ات . کجا ؟
استیسی . بار
ات . عاااا باش
ات بلند شد و حاضر شد استیسی هم همینطور
ات سوار تاکسی شد و رفت پیش استیسی
با هم رفتن سمت بار
مثل همیشه فضای داخلی پر از بوی سیگار و ... بود و سخت میشد عادت کرد و نفس کشید
ات و استیسی با هم رفتن و یه گوشه نشستن سفارش دادن و خوشمیگذروندن که ات چشمم به فرد آشنایی خورد گامین ( تو پارتای قبلی هم بود )
گامین که ات رو دید ومد سمتش
گامین. ات سلام اینجا چیکار میکنی
ات . سلام ادما معمولا تو بار چیکار میکنن ؟
گامین . میشه بشینم اینجا ؟
ات . عا استیسی مشکلی نداری ؟
استیسی. نه
همینجوری نشسته بودن که ات چشمش به تهیونگ افتاد که داشت با یه دختر به اتاق میرفت دختره دستشو گرفته بود و میکشید
ات که پشماش ریخته بود تو ذهنش برای خودش داشت سناریو میساخت
ات . یعنی مربی من همینقدر ادم هولیه ؟ خب عاره دیگه ات ات احمق کسی که موتور داره ماشین داره شرکت داره تو بار هست با یه دختر داره میره تو یه اتاق دیگه میتونه چی باشع وای
( همش تو ذهنش بود )
ات اهه مرتیکه هول ( بلند )
گامین ، استیسی. با کی ؟
ات . با....
.
.
.
.
ادامه دارد ....
- ۱۲.۱k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط