{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل

می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی:
بگذار منتـظـر بمانند !!!
دیدگاه ها (۲)

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که:پدر تنها قهرما...

وقتی گریه کردم گفتند بچه ای! وقتی خندیدم گفتند دیوا...

B-)

^_^

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

سناریو قهوه با بوی شکلات

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

**#disguise** **#دیسگایز** **#Part_26** **#Jeon_Jackson**...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت ششم: شکستگی در سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط