{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•

• #گوسفند_منه🐏🌼 •
• #Part_3


_عه مینجی، اینجا چیکار میکنی؟!

برگشتم سمت صدا...

ای گاد!!

بازم این دختره لب شتری، لبخند گشادی زدم

_سلام سلام قند من، بخدا داشتم احساس کمبود میکردم! داداشم کجاست؟!

نیشش باز شد

اخ اخ، یه درصد فکر کن بزارم داداشم توی عفریته رو بگیره...

_نامجون؟!

+بله داداش بزرگم؛ آقای کیم!!

پشت چشمی نازک کرد

_تو اتاق جلسه تشریف دارن. طبقه بالا!!

خواستم فلنگو ببندم که یه کرمی تو وجودم وول خورد

_هی خوشگل!!!

برگشت سمتم، اخ بمیرم برای احساسات لطیفت

_جونم؟!

_اینی که تو اتاق کنفرانسه کیه؟!

_کی؟!

_یه یاروی جذاب با بوی عطر گه!

نگاهی به داخل کرد و گفت:

_کسی نیست!

نکنه توهم زده بودم؟! نه بابا هنوز بغل گرم و نرمش یاادم نرفته

بیخیال شدم و رفتم طبقه بالا
ای خدا، الان چطوری باز گریه‌ام بگیره؟!


•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•
دیدگاه ها (۰)

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_4فکر کن مینجی...فکر ک...

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_5خواستم بیشتر دقت کنم...

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_2فینی کردم و سرم و از...

•┄✧📒🌤✧┄•• #گوسفند_من🐏🌼 •• #Part_1آخ بمیرم برای دلت مینجی...ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط