آهن

رفت و او سَرزده یک سَر به دلِ تَنگ نزد
سازِ دل کوک شد و با دلم آهنگ نزد

زنگ زد آهنِ دلسنگ پس از-این همه سال!
اشتباهی به من از عَمْدْ ولی زنگ نزد

به تَنِ خسته ی شیطانْ همگی سنگ زدید-
هیچ کس بر بُتِ شیطانیِ خود سنگ نزد

آن مغزی که فراری نشده بَنگ زده
ساقیِ شهرْ خودش لب به گُل و بَنگ نزد!

همه خوبید مگر اینکه هوا بد باشد!
کَس به آنکَس که ولی موش دَواند اَنگ نزد

خوب خواندند غزل های مرا مَجّانی-
دستم‌امّا به مایه‌-تیلهْ‌-کَسی چَنگ نزد

میفروشند همه جای قناریْ گنجشک-
واسه ی پولْ کسی را قلمم رنگ نزد

حسین حیدری"رهگذر"

اثری از مجموعه هشتم
مرگبار(فصل دوم)


#بینظیر #هنری #قشنگ #زیبا #جذاب #BEAUTIFUL #شیک #جـمیـݪ‌_رائـع_‌روعــہ‌_ابــداع #خاص
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط