ساکورا کاوایی پارت -۳-

کامیلا: چ، چ، چیییی!

نوریسو: چی شده؟ من فقط خودم رو معرفی کردم

کامیلا: ببخـشید من، من، ولش کن

نوریسو: باشه توی کلاس میبینمت

کامیلا: باشه حتما

رینا: داشتی بهت میگفتیییی داشتم جر میخورم

کامیلا: باشه باشه من باید برم خونمون خدافظ
.....
کامیلا: وای وای وای این چی بود دیگه چرا داشتم سعی می کردم بهش بگم وای بیخیال باید چند دقیقه استراحت کنم، داداش کورا موچی کجایییی

کوراموچی: همینجام خواهر فال گوش وایستادم، عم یعنی دارم غذادرست میکنم، اها راستی چی کارم داشتی

کامیلا: هیچی ام میخواستم بگم غذا چیه؟

کوراموچی: نودل هست

کامیلا: اها مرسی پس میشه بهش ادویه نزنی؟

کوراموچی: اوکی

کامیلا: بزار به رینا زنگ بزنم، الو سلام خوبی؟ کجایی؟

رینا: الو سلام اره تو خوبی؟ خونه هستم، چی کار داشتی

کامیلا: میشه یه ساعت دیگه بریم کاراعوکه؟

رینا: اوکی؟

این داستان ادامه دارد...


#داستان#رمان#کامیلا#رینا#نوریسو#کوراموچی#تخیلی#صورتی
همیشه صورتی بمون🎀💖🎀💖
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

دید ات وقتی بهم نگاه کرد بدنم لرزید از بچه های دیگه شنیده بو...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

استی: اووپس، میرم، بهترین بچه‌ی خانواده بنگ الان لایوه*🐺: ول...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

چند پارتی

اورلورا

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط