وقتی تو مدرسه برات قلدری میکرد(درخواستی)
پارت اول
هیونجین کیفتو برداشت و شروع کرد به ریختمش روی زمین و هیچ اهمیتی به تویی که زیر دست و پای زیر دستاش داشتی میمردی نمیداد هیونحین دفتر خاطرات تو پیدا کرد و برش داشت و ورقش زد
هیون:هی هی هی بچه ها صبر کنید اینو گوش کنید
وسط حرفش وریدی و سعی کردی با جمله نه خواهش میکنم اونو نخون متوقفش کنی اما هیون جین اهمیتی به حرفت نداد و فقط به یکی از زیر دستاش یعنی هیونگ مین دستور داد که خفت کنه هیونگ مین هم با لگد به سمت ضربه محکمی زد که باعث شد درد توی تمام نقاط بدنت بپیچه
هیون هم حدود چهار خط از دفتر خاطرات تو بلند خوند و دفترو بست و روی زمین انداخت و پای راستشو روی اون گزاشت
هیون:مثل همیشه خسته کننده و احمقانه (پوزخند)
بعدشم یه نخ از سیگارش روشن کرد و اونو بین لب هاش گرفت
هیون:هی منتظر چی هستی؟بجنب وسایلتو جمع کن میخوام باهات بیام خونه (پوزخند)
دوستون دارم کیم لارا✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی
هیونجین کیفتو برداشت و شروع کرد به ریختمش روی زمین و هیچ اهمیتی به تویی که زیر دست و پای زیر دستاش داشتی میمردی نمیداد هیونحین دفتر خاطرات تو پیدا کرد و برش داشت و ورقش زد
هیون:هی هی هی بچه ها صبر کنید اینو گوش کنید
وسط حرفش وریدی و سعی کردی با جمله نه خواهش میکنم اونو نخون متوقفش کنی اما هیون جین اهمیتی به حرفت نداد و فقط به یکی از زیر دستاش یعنی هیونگ مین دستور داد که خفت کنه هیونگ مین هم با لگد به سمت ضربه محکمی زد که باعث شد درد توی تمام نقاط بدنت بپیچه
هیون هم حدود چهار خط از دفتر خاطرات تو بلند خوند و دفترو بست و روی زمین انداخت و پای راستشو روی اون گزاشت
هیون:مثل همیشه خسته کننده و احمقانه (پوزخند)
بعدشم یه نخ از سیگارش روشن کرد و اونو بین لب هاش گرفت
هیون:هی منتظر چی هستی؟بجنب وسایلتو جمع کن میخوام باهات بیام خونه (پوزخند)
دوستون دارم کیم لارا✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی
- ۴۵.۶k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط