مژگان ز هم جدا کرد از خواب ناز برخاست

مژگان ز هم جدا کرد از خواب ناز برخاست
از گوشه گوشۀ شهر بانگ نیاز برخاست

از خانه تا برون زد، زنبیل عشوه در دست
هر گوشه پرچم صلح در اهتزاز برخاست

تا انحنای زلفش از دست باد افتاد
شور دعا ز هر سو با دست باز برخاست

جمعی ز بوی زلفش مست اَند در خرابات
قومی به آز وصلش بهر نماز برخاست

آوارگان او را صد دشت کرده لبریز
مأوا شود بیابان، هر جا که ناز برخاست
دیدگاه ها (۱)

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

به که باید دل بستبه که باید دل بست؟به که شاید دل بست؟سینه ها...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 به که باید دل بست به که باید دل بست؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط