همونطور که خیلی از کارآموزها قبل از دبیو بیگ هیت رو ترک ک
همونطور که خیلی از کارآموزها قبل از دبیو بیگ هیت رو ترک کردن، برای آیدل های در حال آموزش عادیه که چندین بار کمپانیشون رو تغییر بدن و به دلیل بزرگی بزرگترین شرکتهای مدیریتی، تعداد قابل توجهی از کارآموزهای همدوره با شرکتهای دیگه ارتباط دوستانه برقرار میکنن. اما اعضای بیتیاس هیچوقت با شرکت های دیگه ارتباط نداشتن و هیچ دلیل خاصی برای تعامل با بقیه کارآموزها نداشتن.
آر اِم و شوگا از هنرمند هیپ هاپ به آیدل تبدیل شده بودن و بقیه اعضا وقت نداشتن نگاهشون رو به سمت بیرون برگردونن چون همیشه تو خوابگاه با آر اِم و شوگا به هیپ هاپ گوش میدادن و رقصشون رو تو استودیو تمرین کامل میکردن. جیمین توضیح میده که تو شروع دبیوی بیتیاس چه احساسی داشت که تو یه مکان مشترک با آرتیستای دیگه بودن:
_من هنوز نمیدونم چرا ولی ما به طور جدی فقط تا اون موقع به همدیگه چسبیده بودیم و فکر میکنم نزدیک شدن به دیگران برامون سخت بود. همه ما به وضوح هیجان زده بودیم، چون مصمم بودیم که هیپ هاپ انجام دهیم، نه اینکه با بقیه چشم تو چشم شیم... (میخنده)
اونها افراد بیگانه Green Room بودن - یا، به طور کامل، اونها فقط هفت نفر بودن که هیچکس بهشون اهمیت نمیداد. اما تو همون زمان، اعضا طبیعتا توجهشون رو به دنیای خارج معطوف کردن. حتی اگه اونها گوشه ای از Green Room کنار هم جمع میشدن، نمیتونستن موسیقیشون رو از شو دریغ کنن. تلویزیون Green Room به طور همزمان ویدئوی اجراهایی که تو بیرون برگزار میشد رو نشون میداد و مونیتورهایی که تو گوش قرار میدادن، پخش صدا رو برای هنرمندهای دیگه فراهم میکرد. این فیدهای صوتی مخصوصا شوک بزرگی برای بیتیاس بود، چون اونها خودشون رو با هنرمندهای دیگه مقایسه میکردن. جیمین توضیح میده:
_تفاوت آشکاری تو صدای تیم ما و بقیه وکالیست ها وجود داشت. من تازه کار بودم و صدای خودم رو به وضوح نمیشناختم یا نمیدونستم چه سلاحهایی دارم. بنابراین فقط فکر کردم، "اوه، من چرا اینقدر افتضاحم؟" و "همه خیلی خوبن." بالاخره فهمیدم که من یه ماهی کوچیک تو یه برکه بزرگم.
آر اِم و شوگا از هنرمند هیپ هاپ به آیدل تبدیل شده بودن و بقیه اعضا وقت نداشتن نگاهشون رو به سمت بیرون برگردونن چون همیشه تو خوابگاه با آر اِم و شوگا به هیپ هاپ گوش میدادن و رقصشون رو تو استودیو تمرین کامل میکردن. جیمین توضیح میده که تو شروع دبیوی بیتیاس چه احساسی داشت که تو یه مکان مشترک با آرتیستای دیگه بودن:
_من هنوز نمیدونم چرا ولی ما به طور جدی فقط تا اون موقع به همدیگه چسبیده بودیم و فکر میکنم نزدیک شدن به دیگران برامون سخت بود. همه ما به وضوح هیجان زده بودیم، چون مصمم بودیم که هیپ هاپ انجام دهیم، نه اینکه با بقیه چشم تو چشم شیم... (میخنده)
اونها افراد بیگانه Green Room بودن - یا، به طور کامل، اونها فقط هفت نفر بودن که هیچکس بهشون اهمیت نمیداد. اما تو همون زمان، اعضا طبیعتا توجهشون رو به دنیای خارج معطوف کردن. حتی اگه اونها گوشه ای از Green Room کنار هم جمع میشدن، نمیتونستن موسیقیشون رو از شو دریغ کنن. تلویزیون Green Room به طور همزمان ویدئوی اجراهایی که تو بیرون برگزار میشد رو نشون میداد و مونیتورهایی که تو گوش قرار میدادن، پخش صدا رو برای هنرمندهای دیگه فراهم میکرد. این فیدهای صوتی مخصوصا شوک بزرگی برای بیتیاس بود، چون اونها خودشون رو با هنرمندهای دیگه مقایسه میکردن. جیمین توضیح میده:
_تفاوت آشکاری تو صدای تیم ما و بقیه وکالیست ها وجود داشت. من تازه کار بودم و صدای خودم رو به وضوح نمیشناختم یا نمیدونستم چه سلاحهایی دارم. بنابراین فقط فکر کردم، "اوه، من چرا اینقدر افتضاحم؟" و "همه خیلی خوبن." بالاخره فهمیدم که من یه ماهی کوچیک تو یه برکه بزرگم.
- ۲.۶k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط