{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
همچو روز آخری، عیدت به پایان می شود
هر دلی در عاشقی، اینگونه ویران می شود
مثل برگ یک درخت، در اضطراب آن خزان
از غم موهای او، قلبت پریشان می شود
می زنی بختت گره، بر بخت سبز یک بهار
اینچنین شاید کمی، دنیا گلستان می شود
مثل روز سیزده ام ،آواره ای در زندگی
بی حضورش در دلت، دنیا بیابان می شود
از غمش این سال نو، فرقی ندارد با قدیم
آن زمانی که غمش، در سینه مهمان می شود
درد بی درمان شده، این عاشقی در قلب تو
درد و زخم عاشقان ،با مرگ درمان می شود
.
.
.
محمدصادق_رزمی
دیدگاه ها (۱۷)

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

بر تماشا مے ڪشد ، این بازے چشمان تودیدنش درد است و درمان نیز...

بر تماشا مے ڪشد ، این بازے چشمان تودیدنش درد است و درمان نیز...

بر تماشا مے ڪشد ، این بازے چشمان تودیدنش درد است و درمان نیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط