{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دلبری که

ای دلبری که

می‌تپد این دل برایِ « تو »

رخصت نمی دهی

که شوم آشنایِ « تو »

چیزی نمانده

جز جانِ خسته ام

آن هم اگر قبـول کنی

فدای « تو»
دیدگاه ها (۱)

ایرانِ من،تو برای من فقط خاک و مرز نیستی؛تو بخشی از حافظه، ز...

ای یار ناگزير که دلدر هوای تونیستجان نیز هم اگر قبول کنی برا...

دنیا بانک است!▪️پولی که به بانک می‌دهی برای تو مسئولیت می‌آو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

آتش باشى ،براى تو هيزم مى‌شوم ...دريا بروى ،، پارو ...تو همي...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

آیی و بگذری زِ من و باز ننگریای جانِ من فدای تو، این نیز بگذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط