{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذاشت ،

گذاشت ،
مادربزرگ ِ عزیز ،
روی ِ نیمکت ِ سپید ِ خاطره ها ،
کوله بار ِ شیشه ای ِ
قصه های ِ کتابهای ِ درسی را .

صدا زد :
دخترم کبری !
عاقبت ،
گرفتی تصمیم ِ خود را ؟
گذاشتی ، بشویَد ، باران ِ الهی ،
ورق به ورق ،
کتاب ِ معرفت ِ وجودت را ؟

هیچ خبر داری از پتروس ؟ یانه ؟
درشکاف ِ دیوار ِ حوادث ،
نگه داشته ، تابه حال ، سرانگشت ِ تعهد را ؟
یا سپرده به سیل ِ بی اَمان ِ غصه ،
مردمان ِ بی خبر ِشهرش را ؟

ازکوکب خانم ، چه خبر ؟
راست می گویند ،
فروخته همه ی مرغ و جوجه هایش را ؟
سپُرده دست ِ بساز و بفروش ها ،
آن حیاط ِ نُقلی و باصفایش را ؟

می بینی چوپان ِ دروغ گو را ؟
دست برداشته از فریب کاری ؟
یا که هم چنان ، می تازند ،
گرگ های ِ دَرَنده ی درو غ ،
بر راست گویی ، درستی و رستگاری ؟

به من بگو ، ببینم کبری !
حسنک پیداشد ،
این بار ؟
ریزعلی ، دهقان ِ فداکارم ،
بازهم می کند ایثار ؟
زاغک وروباه ، چه ؟
قالب ِ پنیر را نصف کردند ؟
یاکه ، هم چنان ،
برسر ِ آن ، می جنگند ؟

راستی !
از خانواده ی هاشمی چه خبر ؟
هم چنان در سفر هستند ،جانانه ،
یاکه از نرخ ِ گران ِ بنزین و بلیط ،
این روزها ،
نشسته اند در خانه ؟

کبری !
بیشترمی توانستم بمانم، کاش ،
سفارش نکنم ،
مراقب ِ هما و دندان های ِ شیریش ،
هم ، باش .


#MrBlue
دیدگاه ها (۵)

#MrBlue

#MrBlue

به نام پروردگاری که هر نیت و ذهنیتی را قبل از ما می داند ...

چه بسیارگرگ ها دیده ام در این زمانه چه بسیار زخم ها خورده ام...

گاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد سگ واق واق مي كرد...

گاو ما ما می کرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و ه...

حسنک کجایی؟ گاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد سگ واق واق...

گاو ما ما مي کرد گوسفند بع بع مي کرد سگ واق واق مي کرد و ...

گاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد سگ واق واق مي كرد و همه...

گاو ما ما می کرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد ...

گاو ما ما می کرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد ...

گاو ما ما می کردگوسفند بع بع می کردسگ واق واق می کردو همه با...

گاو ما ما مي کرد گوسفند بع بع مي کرد سگ واق واق مي کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط