{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسیده حضرت پاییز و دلتنگی دو چندان است

رسیده حضرت پاییز و دلتنگی دو چندان است
و سهم هر دل عاشق فقط چشمان گریان است

ببین در فصل نقاشی زمین بسته حنای عشق
چه رقصی میکند برگی که روی شاخه لرزان است

چه دلخوش بودم از اینکه تو با پاییز می آیی
کنارت می شود زنده تن سردی که بی جان است

قدم ها می زنم با تو در این ایام نارنجی
من و تو غرق یکدیگر و لبهایی که خندان است

صدای خش خش برگ و نسیم وشوق پاییزیی
چه چشم انداز زیبایی که رویای هرانسان است

پر از رنگ است دنیایی که با تو میشود روشن
اگر بی تو شوم روزی نگاهم خیسِ باران است

چه شیرین است رویایت در این تنهایی مطلق
به یادت قهوه مینوشم رُخت در کنج فنجان است

دلم تنگ است و حالم را فقط پاییز می فهمد
منم آن شاخه ی خشکی که ازدوری پریشان است

ببین عمری گذشت و من به یاد تو وفادارم
اگر چه خارج از رویا دل سرگشته حیران است

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

رسیده حضرت پاییز و دلتنگی دو چندان استو سهم هر دل عاشق فقط چ...

بوی پاییز می دهد، گل های روی دامنتاین چنین در راه، خرامان آم...

بوی پاییز می دهد، گل های روی دامنتاین چنین در راه، خرامان آم...

#پاییز_زیباپاییز یعنی صدای هو هوی باد پیچیده در علفزار...پای...

من هرآن شب تا سحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه فرداس...

آرلی زیبامون :)!

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

هوانگ یونا اورجینالیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط