『 @Deejavu 』

『 @Deejavu 』
رو به روی آینه‌ی اتاق می‌ایستم..
کسی این دخترِ غمزده‌ی پریشان را، می‌شِناسد...؟
چشم های بی‌فروغش را!
گیسوهای افشانش را!
این دخترِ خسته‌ی جوان منم...!:)
منی که آواز خوشبختی سر میدادم..
منی که از عشق می‌خواندم و عاشقانه عاشقی می‌کردم...!
به راستی، چه بلایی بر سر روح آرامم آمد که تاب ماندن ندارد..؟
گاه فریاد عقاید سر می‌دهم و گاه چون طفلی بی پناه به دنبال آشیانه می‌گردم..
چه بلائی بر سر خود آوردم که هر چه می‌گردم نشانی از آن گذشته نمی‌یابم؟
دلم تنگ است...
تنگِ آن خط لبخندهای صورتم.
تنگ آن شور و شوقِ فراموش شده‌ام.
خسته‌ام...
شاید خسته‌گی به اندازه‌ی خسته‌گی فرهاد...
و شاید به اندازه‌ی خسته‌گی چشمانِ از اشک خشک شده‌ی، تهمینه..
و شاید، شایدهای جدیدِ بسیاری که بی پاسخ در ذهن رها شده‌اند.
#دِلبَرانِه‍‌هآیِ‌مآهُ‌‌مآهی
[ #نهمین‌روزِ‌اولین‌ماهِ‌سال ، ماه ِ من! حسرت ِ چشمان ِ تو باز مرا بارانی کرد ]
-Me^^
#منتخب‌شد**!
پی نوشت:
تو این عکس لنز مِباشد .. واگرنه چشام عسلیه😎😂!
- دُخترکی بِه نآمِ 'بآنوےِ مآه' نویس!
#خُدت‌خَلاق‌بآش‌دوست‌عزیزکُپی‌ممنوع😐🖐
•| https://harfeto.timefriend.net/16115823312575 |•
حرفی اگر هست، میشنوم!✨
تکرار میکنم..
'کپی ممنوع!'

مرسی بابت ویژه کردن ِ پست رفیق❤️
@Yourpanda
دیدگاه ها (۱۱۱)

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

از دشمنان تا عاشقان

پارت سه

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

معامله

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط