اگه به کارکترا انیمه بادشکن بی توجهی کنید{پارت آخر}
موضوع:اگه بهشون بی توجهی کنید
کارکترا:
اومهمیا
کاجی
اومهمیا:
تو و اومهمیا جفتتون شخصیت و اخلاق های مشابهی داشتید و تا حالا هرگز بحثتون نشده بود، یا دلتون رو نشکسته بود ، ولی خب هرچیزی ی اولین باری داره.
قضیه از این قراره که، اومهمیا توی ی دعوا آسیب دیده بود، هرچند که توی دعوا آسیب های جزئی عادی ،ولی برای تو بحثش جدا بود، چون ممکن بود آسیب بدتری ببینه.
خلاصه که الان ۳ روز گذشته ، و شما نسبت به اومهمیا سرد شدید و تمام توجهت فقط به پشمک بود.
شاید بپرسید پشمک کی؟ خب اگه بخوام بگم سگی که دم در خونتون پیداش کردید.
خلاصه اومهمیا این سه روز به هر دری زده تا ذره ای توجهت رو جلب کنه، پس امروز سگ رو داد به سوگیشیتا، هرچند که تو خبر نداشتی، تا وقتی که رسیدی خونه و پیامی از امهمیا دریافت کردی.
و آتیشی تر از قبل رفتی سمت مدرسه بوفورین و مستقیم رفتی کنار امهمیا و شروع به غرغر کردن کردی.
هرچند که اومهمیا فقط با همون لبخند همیشگی بهت زل زده بود ، و بعد از اینکه آروم تر شدی گفت:{تمام شده ؟} بعد بدون معطلی دستت رو گرفت و کشیدت توی بغلش و ادامه داد:{ اگه دوباره همون دختر خوبه قبلی بشی سگ رو بهت پس میدم.}
عصبی نفست رو بیرون دادی و گفتی:{الان داری با من معامله می کنی ؟}
سریع جواب داد:{تو فقط بگو قبوله یا نه؟}
آهی کشیدی و گفتی:{باشه قبوله...} هرچند که خودتم دلت خیلی براش تنگ شده بود و میخواستی باهاش آشتی کنی.
کاجی:
سکوت خیلی خوبه، و کاجی هم عاشق اینکه توی سکوت فقط خودش باشه و هدفونش.
ولی امروز برعکس ، چون از این سکوت و بی توجهی تو حسابی خسته شده بود، و دلش برای ا/تی که مدام بهش چسبیده بود و همه چیز رو ریز به ریز براش تعریف می کرد تنگ شده بود.
ولی خب تو غافل از همه چیز، داشتی از فیلم جدیدی که پیدا کرده بودی لذت می بردیم، که کاجی خیلی غیر منتظره اومد روبه روت نشست و هدفونش رو گذاشت روی گوش های تو و گونهات رو بوسید و بعد بغلت کرد، هرچند که بغله برای این بود که صورتش که به رنگ لبو در اومده بود رو نبینی .
خب دوستان ، شرمنده چند روز نبودم، ولی ی خبر خوب براتون دارم.
به محض اینکه تعدادمون ۱۰۰ تا بشه چند پارتی {عشق ادایی} رو کامل میزارم، و فن فیک{قهرمان من} رو شروع به پارت دادن براش میکنم.
#سناریو#وانشات#فنفیک#چندپارتی#دوپارتی#توکیوریونجرز#ران#ریندو#باجی#مایکی##سانزو#چیفویو#دراکن#تاکهمیچی#میتسویا#مدرسهقهرمانانهمن#میدوریا#باکوگو#شوتو#مومو#اوراراکا#آیزاوا#شیگاراکی#دابی#کیریشیما#کامیناری#عاشقانهشیطانی #شو#ریجی#آیاتو#لایتو#کاناتو#سوبارو#یویی#ساکاماکیها#شیطانکش#فرفرههایانفجاری#سگهایولگردبانگو
کارکترا:
اومهمیا
کاجی
اومهمیا:
تو و اومهمیا جفتتون شخصیت و اخلاق های مشابهی داشتید و تا حالا هرگز بحثتون نشده بود، یا دلتون رو نشکسته بود ، ولی خب هرچیزی ی اولین باری داره.
قضیه از این قراره که، اومهمیا توی ی دعوا آسیب دیده بود، هرچند که توی دعوا آسیب های جزئی عادی ،ولی برای تو بحثش جدا بود، چون ممکن بود آسیب بدتری ببینه.
خلاصه که الان ۳ روز گذشته ، و شما نسبت به اومهمیا سرد شدید و تمام توجهت فقط به پشمک بود.
شاید بپرسید پشمک کی؟ خب اگه بخوام بگم سگی که دم در خونتون پیداش کردید.
خلاصه اومهمیا این سه روز به هر دری زده تا ذره ای توجهت رو جلب کنه، پس امروز سگ رو داد به سوگیشیتا، هرچند که تو خبر نداشتی، تا وقتی که رسیدی خونه و پیامی از امهمیا دریافت کردی.
و آتیشی تر از قبل رفتی سمت مدرسه بوفورین و مستقیم رفتی کنار امهمیا و شروع به غرغر کردن کردی.
هرچند که اومهمیا فقط با همون لبخند همیشگی بهت زل زده بود ، و بعد از اینکه آروم تر شدی گفت:{تمام شده ؟} بعد بدون معطلی دستت رو گرفت و کشیدت توی بغلش و ادامه داد:{ اگه دوباره همون دختر خوبه قبلی بشی سگ رو بهت پس میدم.}
عصبی نفست رو بیرون دادی و گفتی:{الان داری با من معامله می کنی ؟}
سریع جواب داد:{تو فقط بگو قبوله یا نه؟}
آهی کشیدی و گفتی:{باشه قبوله...} هرچند که خودتم دلت خیلی براش تنگ شده بود و میخواستی باهاش آشتی کنی.
کاجی:
سکوت خیلی خوبه، و کاجی هم عاشق اینکه توی سکوت فقط خودش باشه و هدفونش.
ولی امروز برعکس ، چون از این سکوت و بی توجهی تو حسابی خسته شده بود، و دلش برای ا/تی که مدام بهش چسبیده بود و همه چیز رو ریز به ریز براش تعریف می کرد تنگ شده بود.
ولی خب تو غافل از همه چیز، داشتی از فیلم جدیدی که پیدا کرده بودی لذت می بردیم، که کاجی خیلی غیر منتظره اومد روبه روت نشست و هدفونش رو گذاشت روی گوش های تو و گونهات رو بوسید و بعد بغلت کرد، هرچند که بغله برای این بود که صورتش که به رنگ لبو در اومده بود رو نبینی .
خب دوستان ، شرمنده چند روز نبودم، ولی ی خبر خوب براتون دارم.
به محض اینکه تعدادمون ۱۰۰ تا بشه چند پارتی {عشق ادایی} رو کامل میزارم، و فن فیک{قهرمان من} رو شروع به پارت دادن براش میکنم.
#سناریو#وانشات#فنفیک#چندپارتی#دوپارتی#توکیوریونجرز#ران#ریندو#باجی#مایکی##سانزو#چیفویو#دراکن#تاکهمیچی#میتسویا#مدرسهقهرمانانهمن#میدوریا#باکوگو#شوتو#مومو#اوراراکا#آیزاوا#شیگاراکی#دابی#کیریشیما#کامیناری#عاشقانهشیطانی #شو#ریجی#آیاتو#لایتو#کاناتو#سوبارو#یویی#ساکاماکیها#شیطانکش#فرفرههایانفجاری#سگهایولگردبانگو
- ۳.۸k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط