{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویجیا

ویجیا
خب تولدم دو روز فاصلس
این چتد وقت نمیدونم ولی تهکوک عوض شدن مطمعنم ی خواب جدید برام دیدن
در باز شد این دو عدد منگول نمایان شدن
جیا: اتفاقا تو فکرتون بودمم
که پیدا شدید
نکنه ذهنمو گیخونید
کوک: کم نمک بپرون
ته: جیا
جیا: ها
ته: ها و کوفتت
جیا: خب بلهه بفرما بگو
ته: تولدت پس فرداس
جیا: خب؟
ته: ی حشن بزرگ‌قراره بگیریم
جبا: نبابا ببینم مواد زدی چرا نقدر عوض شدید
کوک: اره زده میخوای بت بده امتحان کن خوبه
جیا: برا خودتون
جیا: داستان چیه چرا ب فکر من افتادید که تولدمه
کوک: چون سر پرستا هم عین خانوادن ب فک ادمن ن؟؟( مسخره)
جیا : نبابا نمیدونستم تازه فهمیدی
پاشدم برم بالا
ته: فردا چند نفر برا اماده شدنت میان
جیا: برو بایا ( بیخیال
رفتم اتاقو روتخت نشستم متکارو گزاشتم جلو دهنم جیغ زدم
جیا: جئغغغغغعغ
تولدمه تولدمههه تولدمههه
دیدگاه ها (۳۵)

ویو جیاته: اها باشه تهیونگ رفت اتاقش باز من وسط سالن بد اون ...

#تنفر_تا_عشق #اد_جئون #پارت_31خلاصه ک رفتن عمارت سئون و ات ب...

my bloody love پارت 7و8

ریلترین تسوکی افکرس بانو یون هی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط