{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیض کاشانی

فیض کاشانی

الا یا ایها المهدی، مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها
 صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
 چو نور مهر تو تابید در دلهای مشتاقان
ز خود آهنگ حق کردند و بربستند محملها
 دل بی‏بهره از مهرت، حقیقت را کجا یابد
حق از آیینه رویت، تجلی کرد بر دلها
 به کوی خود نشانی ده که شوق تو محبان را
ز تقوا داد زاد ره، ز طاعت بست محملها
 به حق سجاده تزیین کن، مَهِل محراب و منبر را
که دیوان فلک صورت، از آن سازند محفلها
 شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
ز غرقاب فراق خود رهی بنما به ساحلها
 اگر دانستمی کویت، به سر می‏آمدم سویت
خوشا گر بودمی آگه، ز راه و رسم منزلها
 چو بینی حجت حق را، به پایش جان فشان ای فیض!
متی ما تلق من تهوی، دع الدنیا و اهملها
دیدگاه ها (۲)

الا یا ایها المهدى، مدام الوصل ناولها که در دوران هجرانت بسى...

الایاایهاالساقی ادرکاساوناولهاکه عشق اسان نمود اول ولی افتاد...

شه لب تشنگان می گفت زیر تیغ قاتلها الا یا ایها الساقی ادر کا...

تضمین فوق العاده زیبای غزل حافظ از استاد حسامی محولاتی:شه لب...

تضمین فوق العاده زیبای غزل حافظ از استاد حسامی محولاتی:شه لب...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

🔸 به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلهاخیال آن لب میگون چه خون...

اشعار حضرت حافظ شیرازی

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط