#Part5

#Part5

وقتی داخل سالن شدیم رسما خشکم زد
اینا چرا تو هم میلولن؟ یا جدددد ساداتتتتتت دخترا کلا نیم متر پارچه هم تنشون نیستتتتت اینم به زور پوشیدن همونجور توی شوک بودم

که آنا مثل جت دویید رفت سمت آیدین (همون کراشش)
هنوز نیومده منو به امان خدا ول کرد دختره نفهم

رفتم روی یه صندلی نشستم همونطور که اطرافمو نگاه میکردم چشمم خورد به همون پسره جذاب چس مغز یدفعه یکی مثل میمون چارچنگولی بهش چسبیددد وای دختر شبیه میمون پلاستیکی بود بس که عمل کرده بود
حال بهم زنننن😒

دختره با همون پسره رفتن طبقه بالا

یهو یکی کنارم نشست نگاش کردم وووویییی یا امام زاده بیژن از این پسرا بود که دختر خانومنننن
چرا لباشو ژل زده
پسره : سلاممم عسیسم خوبی جیگر

+سلام خواهر چی میخوای رژلب؟
پسره : واااا مگه دخترم  من مردممممممم
+باشه پرنسسعلی برو نون و ماستتو بخور
همون موقع یه خدمتکار اومد جلو یه  سینی پر از آب آلبالو گرفت منم که تشنهههه یکی بر داشتم سر کشیدم
ایییی چقدر تلخهههه


نمیدونم چی شد سرم گیج میرفت حالت تهوع داشتم رو به همون پرنسسعلی کردم

+دستشویی کجاس؟

پسره : طبقه بالا هانی

چندشش، پاشدم رفتم به سمت طبقه بالا
هوف اینجا که صدتا در هست حالا دستشویی کدوم گوریه؟
یه در نیمه باز بود شاید همونه رفتم جلو اما با صحنه ایی که دیدم مات موندم........
دیدگاه ها (۰)

{عشق فراموش شده}[P9]+ بله بله درسته. به همین اسمهپیرزن :خب ب...

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

پارت ۱۴

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

Chapter 11"*frozen*بابام مثل یه کالا نگاه میکرد که رو دستش م...

From Enmity to Love

یک سگ زیادی ولگرد

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط