{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خفته در چشم تو نازیست که من میدانم

خفته در چشم تو نازیست که من میدانم
نگه از دفتر رازیست که من میدانم

قصه ای را که به من طره ی کوتاه توگفت
رشته ی عمر درازیست که من میدانم

گرچه در پای تو خاموش فتادم ای شمع
سایه را سوز وگدازیست که من میدانم

بی نیازانه به ما می نگرد دوست ولی
سینه اش بهر نیازیست که من میدانم
که من میدانم♡

بعد ازظهر دوستان گلم به نیکی
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺧﺘﺮ : ﺳﻼﻡ ﻋﺨﺸﻢ ! ﺧﻮﻓﯽ؟ ﭘﺴﺮ : ﺁﺭﻩ ﺧﻮﺑﻢ ! ﺗﻮﺧﻮﺑﯽ؟ ﺩﺧﺘﺮ : ...

اینم جزییات زندگی من... غذا................. ███ ۵% آب.........

یک روز در روستا اسب پیرمردفرار کرد.همه گفتند چه بدشانسی!پیرم...

#بیش از حد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط