جغرافیایِ تنت را محدود نکن

جغرافیایِ تنت را محدود نکن
من
تمام فاصله ها را وجب کرده ام
به دستهایت بگو بیایند نزدیک
دورِ
دورِ
دورِ من
بگو لحن ساده ی دستهایت فقط مرا بخواهد
بگو سالهایِ مانده از عمرم لای مشتت گیر کند
بگو از شقیقه های مضطربت
تا پشت ذهنت  مرورِ  " من " باشد و " من "
بگو خرداد پیکرت بی دریغ بر تمامم بیاویزد...
میخواهم  تعادلِ تمامِ آرزوهایم به هم بریزد....
بی خبر بیا،
من با خیالت زنده ام
تو هم خیالم کن...❤
دیدگاه ها (۱)

.جغرافیایِ تنت را محدود نکن من تمام فاصله ها را وجب کرده امب...

.جغرافیایِ تنت را محدود نکن من تمام فاصله ها را وجب کرده امب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط