{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو

حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو
هم می گشایی پای را، هم قفل و بستم میکنی

با من نگویی چیستی، اهل کجا یا کیستی
گاهی بلندم میکنی، گاهی تو پستم میکنی

آتش زدی کاشانه را،بردی دل دیوانه را
هم شاد شادم ای صنم،هم غم پرستم میکنی

بگرفته ای جان مرا، کردی به زندانت مرا
می بخشیم عالم به من، گه ورشکستم میکنی

دل را به زاری می بری، اندر خماری می بری
خوبم که آزردی مرا، آنگه تو مستم میکنی مولانا
🌷 🙏 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁
دیدگاه ها (۱)

حیران شدم در کــــــار تو، درمانده از رفتـــار توهم می گشایی...

حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو...هم می گشایی پای ر...

حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو...هم می گشایی پای ر...

حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو...هم می گشایی پای ر...

حیران شدم در کار تو، درمانده از رفتار تو👉 هم می گشایی پای را...

«مستانه مستم می کنی»مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنیگه ب...

مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنی...گه باده نوشم ای صنم،گ...

مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنی...گه باده نوشم ای صنم،گ...

مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنی...گه باده نوشم ای صنم،گ...

مستانه مستم میکنی، دل را زدستم میکنی...گه باده نوشم ای صنم،گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط