(کیوت جذاب)پارت4
که یه دفعه رو تخت درازم کرد
و گفت:
میخوای مال خودم کنمت ؟؟😈
ا.ت:
نه مرسی ممنون و با پا لقد زدم تو شکمش که یه آخ گفت
منم فرار کردم
همینطور که داشتم میدویدم به اتاقی رسیدم که درش سیاه بود
خیلی آروم درشو باز کردم
صدای ناله میومد وقتی
رفتم تو
با ویزی که دیدم قلبم وایساد
یه عالمه جنازه ریخته بود رو زمین
و خیلی هاشون داشتن جون میدادن
افتادم زمین و با دستم جلوی دهنمو گرفتم و اشکام
خود به خود جاری شد
که یه دفعه جیمین وارد اتاق شد
برو پایین تر
.
یاع یاع یاع خماری بمونید 😂😈 🤞
شرط پارت بعد :
لایک:۱۲
کامنت:۳
دوستون دارم
بچه ها از عشق حمایت کنین قراره جالب باشه
ممنون 💗🥺💓☺️😊🤞❤️
و گفت:
میخوای مال خودم کنمت ؟؟😈
ا.ت:
نه مرسی ممنون و با پا لقد زدم تو شکمش که یه آخ گفت
منم فرار کردم
همینطور که داشتم میدویدم به اتاقی رسیدم که درش سیاه بود
خیلی آروم درشو باز کردم
صدای ناله میومد وقتی
رفتم تو
با ویزی که دیدم قلبم وایساد
یه عالمه جنازه ریخته بود رو زمین
و خیلی هاشون داشتن جون میدادن
افتادم زمین و با دستم جلوی دهنمو گرفتم و اشکام
خود به خود جاری شد
که یه دفعه جیمین وارد اتاق شد
برو پایین تر
.
یاع یاع یاع خماری بمونید 😂😈 🤞
شرط پارت بعد :
لایک:۱۲
کامنت:۳
دوستون دارم
بچه ها از عشق حمایت کنین قراره جالب باشه
ممنون 💗🥺💓☺️😊🤞❤️
۴.۴k
۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.