{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چند امیدی به وصال تو ندارم

هر چند امیدی به وصال تو ندارم
یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم

ای چشمه ی روشن منم آن سایه که نقشی
در آینه ی چشم زلال تو ندارم

می دانی و می پرسیم ای چشم سخنگوی
جز عشق جوابی به سوال تو ندارم
دیدگاه ها (۰)

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

هذیان

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

جاده بی راهه

از تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مرا هم‌نفس است ای تو هم...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط