اصول كافي جلد 2 صفحه 203 روايت 2
اصول كافي جلد 2 صفحه 203 روايت 2
محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام مي فرمود: هر كه دينداري خدا كند با عبادتي كه خود را در آن بزحمت افكند ولي پيشوائي از جانب خدا براي خود نگرفته باشد، كوشش او پذيرفته نيست و او گمراهست و سرگردان و خدا كردار او را ناپسند دارد و حكايت او حكايت گوسفندي است كه از چوپان و گله خويش گم شود و تمام روز را با تلاش در رفت و آمد باشد و چون شب بر او پرده افكند، گله ئي را كه از چوپان خودش نيست ببيند، بسوي آن گرايد و بآن فريب خورد و در خوابگاه آن گله بخوابد. هنگاميكه چوپان گله خود را حركت دهد، آن چوپان و گله ناشناس بيند، باز با شتاب و سرگرداني در جستجوي چوپان و گله خود برآيد، گوسفنداني را با چوپانش به بيند، بسوي آن گرايد و بدان فريفته شود، چوپان هم او را فرياد زند كه بيا و بچوپان و گله خود پيوند كه تو از چوپان و گله خود گم گشته و سرگرداني ، آن گوسفند هراسان و سرگردان و تنها باين سو و آن سو زند و چوپاني هم ندارد كه بچراگاهش رهبري كند يا بمنزلش رساند.
در همين هنگام گرگ گمشدن او را مغتنم شمارد و او را بخورد، چنين است بخدا اي محمد! حال كسيكه از جمله اين امت باشد و او را امامي آشكار (يعني امامتش با دليل متقن ثابت شده ) و عادل از طرف خداي عزوجل نباشد، او گمشده و گمراهست اگر بر اين حال بميرد، با كفر و نفاق مرده است .
بدان اي محمد! كه پيشوايان ستمگري و پيروانشان از دين خدا بركنارند، خود گمراه گشته و مردم را گمراه كرده اند، اعماليكه بجا مي آورند، مانند خاكستري باشد كه تند بادي در روز طوفاني بدو زند چيزي از آنچه كسب كرده اند بدستشان نيايد، اينست همان گمراهي دور.
محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام مي فرمود: هر كه دينداري خدا كند با عبادتي كه خود را در آن بزحمت افكند ولي پيشوائي از جانب خدا براي خود نگرفته باشد، كوشش او پذيرفته نيست و او گمراهست و سرگردان و خدا كردار او را ناپسند دارد و حكايت او حكايت گوسفندي است كه از چوپان و گله خويش گم شود و تمام روز را با تلاش در رفت و آمد باشد و چون شب بر او پرده افكند، گله ئي را كه از چوپان خودش نيست ببيند، بسوي آن گرايد و بآن فريب خورد و در خوابگاه آن گله بخوابد. هنگاميكه چوپان گله خود را حركت دهد، آن چوپان و گله ناشناس بيند، باز با شتاب و سرگرداني در جستجوي چوپان و گله خود برآيد، گوسفنداني را با چوپانش به بيند، بسوي آن گرايد و بدان فريفته شود، چوپان هم او را فرياد زند كه بيا و بچوپان و گله خود پيوند كه تو از چوپان و گله خود گم گشته و سرگرداني ، آن گوسفند هراسان و سرگردان و تنها باين سو و آن سو زند و چوپاني هم ندارد كه بچراگاهش رهبري كند يا بمنزلش رساند.
در همين هنگام گرگ گمشدن او را مغتنم شمارد و او را بخورد، چنين است بخدا اي محمد! حال كسيكه از جمله اين امت باشد و او را امامي آشكار (يعني امامتش با دليل متقن ثابت شده ) و عادل از طرف خداي عزوجل نباشد، او گمشده و گمراهست اگر بر اين حال بميرد، با كفر و نفاق مرده است .
بدان اي محمد! كه پيشوايان ستمگري و پيروانشان از دين خدا بركنارند، خود گمراه گشته و مردم را گمراه كرده اند، اعماليكه بجا مي آورند، مانند خاكستري باشد كه تند بادي در روز طوفاني بدو زند چيزي از آنچه كسب كرده اند بدستشان نيايد، اينست همان گمراهي دور.
- ۲۷۷
- ۰۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط