‍ حیف قلبی که ز احساس تو شیدا نشود

‍ حیف قلبی که ز احساس تو شیدا نشود
حیف چشمی که به دیدار رخت وا نشود
انقدر خوب و دل ارا و قشنگی ای یار
حیف ان یار که از عشق تو رسوا نشود
خانه ات مامن امن است که ایمان دارم
هر که را راه دهی دور از انجا نشود
تو عزیزی و دلت پاک و مصفاست گلم
مثل تو عاشق پر حوصله پیدا نشود
هر کجا از تو و احساس قشنگت گفتم
ان قدر هست که در دفتر من جا نشود
اری ای عشق من ان عاشق رسوای توام
انچه پیداست در این جامعه حاشا نشود
راضی ام من به رضای دل سرگشته ی تو
غیر حرف دل شیدای تو اجرا نشود
حاکم شهر دلم باش و بگو حکمت را
جان سپردن به ره عشق تو فردا نشود
دیدگاه ها (۱۳)

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

شمع و پروانه منممسته میخانه منمرسوای زمانه منمدیوانه منمرسوا...

شمع و پروانه منم مست میخانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منم ر...

نی حدیث راه پُرخون می‌کندقصه‌های عشق مجنون می‌کنددر غم ما رو...

نی حدیث راه پرخون می کندقصه های عشق مجنون می کنددر غم ما روز...

شمع و پروانه منم مست میخوانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منمر...

می نویسم با خطِ خوبِ چلیپا... حیف شدشد دلم تنها و با عشقِ تو...

می نویسم با خطِ خوبِ چلیپا... حیف شدشد دلم تنها و با عشقِ تو...

بعد هر قهرت و هر رفتن و هر شورش و جنگزده ام باز،به آن گوشِی ...

مجموعه شعرهای الهه پورعلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط