{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
دیدگاه ها (۱)

حواس شهرپرت بــاران استحواس مـنآغشته ی عطر تو

دست هایتیک عاشـقانه ی آرام است...

لیوانی آب باشد و خرده ای نان و دستهای تو...هیچ پرنده ای به ا...

در کوی ما،شکسته ‌دلی می‌خرند و بسبازار خودفروشی از آن سوی دی...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

Between Sleep and Breath

P : 31

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁰(نایون+...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نش...

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ن...

Sanazبه خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط