{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی خواهم

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی خواهم
و هم حضور تو را ، مختصر نمی خواهم

اگر چه حرف توقف به دفتر من نیست
قبول کن که تو را رهگذر نمی خواهم

تویی که از من و پنهان من خبر داری
کسی که نیست ز من با خبر نمی خواهم

زمانه از تو هزاران شبیه ساخته است
هنر شناسم و شبه هنر ، نمی خواهم

بخواه تا اثری باز جاودانه شود
دقایقی که ندارد اثر ، نمی خواهم

به عمر یک غزل حافظانه با من باش
فقط همین و از این بیشتر نمی خواهم

محمدعلی بهمنی
دیدگاه ها (۱)

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله...

نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم کسی انگار می خواهد ز ...

آسمان آبی عرفان من چشمان توست اختر تابنده ی کیهان من چشمان ...

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود آه می ترسم که دارد باز...

ابلیس

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی خواهمو هم حضور تو را ، مختصر ن...

هم از توهیچ،در این رهگذر نمی خواهموهم حضور تو را، مختصر نمی ...

هم از توهیچ،در این رهگذر نمی خواهموهم حضور تو را، مختصر نمی ...

هم از توهیچ،در این رهگذر نمی خواهموهم حضور تو را، مختصر نمی ...

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی‌خواهمو هم حضور تو را مختصر نمی...

روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می کرد. خدا گفت : چیزی از من...

نجمه زارع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط