{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب
می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت
همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب
بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب
گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
دیدگاه ها (۱)

در شبی غمگین تر از توقصه رفتن سرودیم تا که چشمت را گشودی از ...

تن تو ظهر تابستونو بیادم میاره رنگ چشمای تو بارونو بیادم می...

کوله بار درد بی مرام مناگه باختی بازم بیا سراغ منآهای تو ای ...

بدون شرح

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم ...

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم ...

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم ...

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم ...

‌گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبال دل ره گم...

سلطان خوبان

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب . گفت در دنبال دلم ره...

#فال_روزانه…چهارشنبه 1 خردادهمراه فال حافظ با تعبیر فال حافظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط