{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیز

شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیز
حالا منم و زردی و بی برگی پاییز

حالا منم و حسرت آغوش محالت
حالا منم و یک دل از غم شده لبریز

در چاه غم افتادم و دستم نگرفتی
رفتی و غرورم بشکستی و دلم نیز...

غارتگر اقلیم غم آلودهء قلبم
باید که تو را نام نهم حضرت چنگیز

غم تاب مرا بیشتر ازاین که ندارد
ای عشق بیا با من و از غیر بپرهیز

غم کشت مرا کشت مرا کشت مرا غم
قدری گل احساس براین خاک بیامیز

بنشین دو سه تا ساغر غم نوش بنوشیم
تا مست شدی برمن دیوانه بیاویز
دیدگاه ها (۱)

می خواهم طلوع کنمجایی میان شرق چشمانتتو نگاهم کنیمن صبح می ش...

مسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بودبه گرداب...

آن کو به دل دردی ندارد آدمی نیستبیـــزارم از بازار این بی‌ ه...

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم، تو به د...

شاعر شده ام غرق غزلهای غم انگیزحالا منم و زردی و بی برگی پا...

شاعر شده ام غرق غزل های غم انگیزحالا منم و زردی و بی برگی پ...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط