خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)
آخرین خورشید پیش از غیبت؛ تنهاترین امام در محاصره
هنر امام: مدیریت از پشت دیوارها
حالا ببینیم امام در دل این مثلث وحشتناک چه کرد.
او سه کار بزرگ انجام داد که هر کدام، یک درس راهبردی برای امروز ماست:
یکم: ارتباط از طریق وکلا
امام تقریباً در حصر دائمی بود و نمیتوانست هر روز شیعیان را ببیند.
پس شبکه وکالت را به اوج کارآمدی رساند.
عثمان بن سعید، وکیل ارشد امام، پیامها را از شیعیان میگرفت، به امام میرساند، و پاسخها را مثل پیک خاموش، برمیگرداند.
دشمن نمیدانست این مرد تاجرنمای ساده، در واقع فرمانده مالی و معنوی یک تشکیلات عظیم است.
این یعنی تشکیلات را میشود پنهان کرد، به شرطی که اعتماد و اخلاص در آن باشد.
دوم: نامهنگاری با شیعیان
امام نمیتوانست هر روز سخنرانی کند.
اما «نامه» را به رسانه تبدیل کرد.
توقیعات (نامههای رسمی) امام، پاسخ به سوالات فقهی، اعتقادی، و سیاسی شیعیان بود.
این نامهها را وکلا میبردند و در شهرها میچرخاندند و نسخهبرداری میکردند.
دشمن که دهان را بسته بود، غافل از اینکه قلم، از دهان رساتر است. امام نشان داد که در تنگناهای امنیتی، رسانه مکتوب، از سخنرانی زنده مؤثرتر است.
چون دستبه دست میچرخد و سند میشود.
سوم: آمادهسازی ذهنی شیعیان برای غیبت
مهمترین کار امام عسکری (ع) اما این بود:
شیعیان را آماده کند که «امام بعدی را همیشه نخواهید دید.»
باید ذهنیت جامعه را از «امامِ حاضر و در دسترس» به «امامِ غایب و ناظر» تغییر میداد.
این یک جراحی بزرگ فکری بود.
شیعه باید میفهمید که عصر جدیدی دارد آغاز میشود:
عصر غیبت.
عصری که در آن، امام هست، اما در پس پرده.
و شیعیان باید با «نواب» (نمایندگان خاص) ارتباط بگیرند.
جریانهای امروز: از عسکر سامرا تا جهان معاصر
این جریانها را که میخوانی، شاید فکری مالی تاریخ است.
اما منطق این جریانها زنده است.
امروز هم در برابر جبهه حق، همان سه جریان صفکشی میکنند:
· جریان اول: متوکلهای جدید.
آنها که فکر میکنند با فشار حداکثری، ترور، تحریم، و محاصره رسانهای، میشود جبهه مقاومت را خفه کرد.
غافل از اینکه «ولایت» با ترور و فشار از بین نمیرود، عمیقتر میشود.
· جریان دوم: جعفرهای زمانه.
آنها که از درون، برای منافع شخصی، آب به آسیاب دشمن میریزند. کسانی که وقتی ولایت را در تنگنا میبینند، به جای دفاع، به فکر سهمخواهی میافتند.
جعفر کذّاب، فقط یک برادر ناخلف نبود.
یک الگوی تکرارشونده است:
هر جا حق را در محاصره دیدی، منتظر باش یک «برادر» از راه برسد و ادعای جانشینی کند، در حالی که صلاحیتش را ندارد.
· جریان سوم: غلات مدرن.
آنها که هنوز، یا با افراط در بزرگنمایی، قداستها را تبدیل به بت میکنند، یا با تفریط، هرگونه قداست را انکار مینمایند.
هر دو گروه، از پشت به جبهه حق خنجر میزنند.
در برابر اینها، راه امام عسکری (ع) هنوز زنده است:
تشکیلات مخفی و هوشمند، تبیین با قلم، و آمادهسازی نسل جدید برای دورانهای سخت.
وکیل امروز امام زمان (عج)، کسی است که بیسروصدا، گرههای فکری و اقتصادی مردم را باز میکند و چشمها را به افق ظهور روشن نگه میدارد.
درسهای این قصه
۱. غیبت، پایان کار نیست.
آغاز یک مأموریت جدید است.
امام عسکری (ع) به ما یاد داد که در نبود امام معصوم، باید خودمان را برای «انتظار فعال» آماده کنیم.
۲. دشمن همیشه از «آینده حق» میترسد.
عباسیان میخواستند جلوی تولد مهدی را بگیرند.
امروز هم دشمنان از «طلوع تمدن اسلامی» میترسند و برای جلوگیری از آن دست و پا میزنند.
۳. تشکیلات را پنهان کن، اما تعطیل نکن.
امام در حصر کامل بود، اما شبکه وکالتش فعالتر از همیشه کار میکرد.
این هنر مدیریت در بحران است.
۴. نامهنگاری، رسانه دوران خفقان است.
وقتی نمیشود حرف زد، باید نوشت.
نوشتهها میمانند و دست به دست میچرخند.
۵. جعفر کذّاب را بشناس.
همیشه در نزدیکترین نقطه به حق، یک جعفر کمین کرده که منافعش را به حقیقت ترجیح میدهد.
بصیرت یعنی تشخیص این چهرهها.
در ادامه میخوانیم:
«غیبت صغری؛ وقتی امام از دیدهها پنهان میشود تا شیعه بالغ شود.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
#خسف #امام_عسکری #آخرین_امام #غیبت #شبکه_وکالت #جعفر_کذاب #انتظار_فعال #جریان_شناسی #امام_زمان #قرارگاه_بصیرت #ظهور
هنر امام: مدیریت از پشت دیوارها
حالا ببینیم امام در دل این مثلث وحشتناک چه کرد.
او سه کار بزرگ انجام داد که هر کدام، یک درس راهبردی برای امروز ماست:
یکم: ارتباط از طریق وکلا
امام تقریباً در حصر دائمی بود و نمیتوانست هر روز شیعیان را ببیند.
پس شبکه وکالت را به اوج کارآمدی رساند.
عثمان بن سعید، وکیل ارشد امام، پیامها را از شیعیان میگرفت، به امام میرساند، و پاسخها را مثل پیک خاموش، برمیگرداند.
دشمن نمیدانست این مرد تاجرنمای ساده، در واقع فرمانده مالی و معنوی یک تشکیلات عظیم است.
این یعنی تشکیلات را میشود پنهان کرد، به شرطی که اعتماد و اخلاص در آن باشد.
دوم: نامهنگاری با شیعیان
امام نمیتوانست هر روز سخنرانی کند.
اما «نامه» را به رسانه تبدیل کرد.
توقیعات (نامههای رسمی) امام، پاسخ به سوالات فقهی، اعتقادی، و سیاسی شیعیان بود.
این نامهها را وکلا میبردند و در شهرها میچرخاندند و نسخهبرداری میکردند.
دشمن که دهان را بسته بود، غافل از اینکه قلم، از دهان رساتر است. امام نشان داد که در تنگناهای امنیتی، رسانه مکتوب، از سخنرانی زنده مؤثرتر است.
چون دستبه دست میچرخد و سند میشود.
سوم: آمادهسازی ذهنی شیعیان برای غیبت
مهمترین کار امام عسکری (ع) اما این بود:
شیعیان را آماده کند که «امام بعدی را همیشه نخواهید دید.»
باید ذهنیت جامعه را از «امامِ حاضر و در دسترس» به «امامِ غایب و ناظر» تغییر میداد.
این یک جراحی بزرگ فکری بود.
شیعه باید میفهمید که عصر جدیدی دارد آغاز میشود:
عصر غیبت.
عصری که در آن، امام هست، اما در پس پرده.
و شیعیان باید با «نواب» (نمایندگان خاص) ارتباط بگیرند.
جریانهای امروز: از عسکر سامرا تا جهان معاصر
این جریانها را که میخوانی، شاید فکری مالی تاریخ است.
اما منطق این جریانها زنده است.
امروز هم در برابر جبهه حق، همان سه جریان صفکشی میکنند:
· جریان اول: متوکلهای جدید.
آنها که فکر میکنند با فشار حداکثری، ترور، تحریم، و محاصره رسانهای، میشود جبهه مقاومت را خفه کرد.
غافل از اینکه «ولایت» با ترور و فشار از بین نمیرود، عمیقتر میشود.
· جریان دوم: جعفرهای زمانه.
آنها که از درون، برای منافع شخصی، آب به آسیاب دشمن میریزند. کسانی که وقتی ولایت را در تنگنا میبینند، به جای دفاع، به فکر سهمخواهی میافتند.
جعفر کذّاب، فقط یک برادر ناخلف نبود.
یک الگوی تکرارشونده است:
هر جا حق را در محاصره دیدی، منتظر باش یک «برادر» از راه برسد و ادعای جانشینی کند، در حالی که صلاحیتش را ندارد.
· جریان سوم: غلات مدرن.
آنها که هنوز، یا با افراط در بزرگنمایی، قداستها را تبدیل به بت میکنند، یا با تفریط، هرگونه قداست را انکار مینمایند.
هر دو گروه، از پشت به جبهه حق خنجر میزنند.
در برابر اینها، راه امام عسکری (ع) هنوز زنده است:
تشکیلات مخفی و هوشمند، تبیین با قلم، و آمادهسازی نسل جدید برای دورانهای سخت.
وکیل امروز امام زمان (عج)، کسی است که بیسروصدا، گرههای فکری و اقتصادی مردم را باز میکند و چشمها را به افق ظهور روشن نگه میدارد.
درسهای این قصه
۱. غیبت، پایان کار نیست.
آغاز یک مأموریت جدید است.
امام عسکری (ع) به ما یاد داد که در نبود امام معصوم، باید خودمان را برای «انتظار فعال» آماده کنیم.
۲. دشمن همیشه از «آینده حق» میترسد.
عباسیان میخواستند جلوی تولد مهدی را بگیرند.
امروز هم دشمنان از «طلوع تمدن اسلامی» میترسند و برای جلوگیری از آن دست و پا میزنند.
۳. تشکیلات را پنهان کن، اما تعطیل نکن.
امام در حصر کامل بود، اما شبکه وکالتش فعالتر از همیشه کار میکرد.
این هنر مدیریت در بحران است.
۴. نامهنگاری، رسانه دوران خفقان است.
وقتی نمیشود حرف زد، باید نوشت.
نوشتهها میمانند و دست به دست میچرخند.
۵. جعفر کذّاب را بشناس.
همیشه در نزدیکترین نقطه به حق، یک جعفر کمین کرده که منافعش را به حقیقت ترجیح میدهد.
بصیرت یعنی تشخیص این چهرهها.
در ادامه میخوانیم:
«غیبت صغری؛ وقتی امام از دیدهها پنهان میشود تا شیعه بالغ شود.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
#خسف #امام_عسکری #آخرین_امام #غیبت #شبکه_وکالت #جعفر_کذاب #انتظار_فعال #جریان_شناسی #امام_زمان #قرارگاه_بصیرت #ظهور
- ۱۵.۱k
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط