پارت ۲۳

سرنوشت پیش می‌آید






[-----------:)
[پارت۲۳)
[-----------:)




که یهو صدای در اومد


تق تق


دلین : کیه

لنا : منم


دلین : اها بیا تو


لنا : سلام خوبی عزیزم ( دستش رو میزاره روی صورتم دلین ) وای نگاه چه بلایی سره صورتت اوردن


دلین : نه چیزی نیست عزیزم


لنا : واییییییییییی دلین عزیزم اونا کی بودن چی از تو میخواستن


دلین : باور کن خودمم نمیدونم ( سرش رو میندازه پایین )


لنا : هییی نگران نباش ما دیگه پیشتیم نمیزارم همچین اتفاقی برات بیوفته ( دلین رو بغل میکنه )


دلین : هوم



خدمتکار : خانم برای شام تشريف بیارید پایین


دلین : الان میام


لنا : پاشو عزیزم بیا تا بریم


دلین ویو :
داشتیم میرفتیم پایین که یهو خاله ی کوک یه جور بدی نگام کرد
منم چون جونگ کوک گفته بود جلوشون وایسا و ضعیف نباش گفتم

دلین : چیزی شده خانم پارک ( فامیلیش پارکه )


خاله ی کوک : هیچی
و راهش رو کشید و رفت


دلین رفتیم پایین جونگ کوک صندلی رو برام عقب کشید
که یهو جولی اومد روش نشست


جونگ کوک : هی جولی اینجا جای تو نیست


خاله ی کوک : هییی جونگ کوک چون زن داری دیگه دلیل نمیشه دختر من رو ول کنی


جونگ کوک : فعلا به شما ربط نداره من چیکار میکنم
و یه چشمک به من زد و من فهمیدم که باید وارد عمل بشم


دلین : هی جولی اینجا جایه منه


جولی : دیگه من نشستم عهههه برو یه جای دیگه بشین ( عشوه )


لنا : واقعا که جولی تو حتی جلوی زن داداشم هم دنبال هرزه بازی با شوهرشی


خاله ی کوک : هیبب لنا تو چی میگی اون دختر خالته


لنا : حقیقت تلخ است


جولی : اههههه بیا بشین دیگه


دلین : ممنون

رفتم نشستم و شروع کردیم به خوردن


غذا رو خوردیم و از سره میز پاشدیم( کوک و دلین )


داشتیم از پله ها بالا میرفتم که یهو خاله جلوم سبز شد


خاله ی کوک : جونگ کوک باید باهات صحبت کنم


کوک : هرچی میخواین بگین الان بگین


خاله ی کوک : خصوصیه و بعضی ها هم مزاحم هستن
بریم اتاق من


کوک : یه نگاهی به من کرد و بعد همراهه خاله ی عجوزش رفتن تو اتاق منم راهی شدم به اتاق لنا چون حوصلم سر میرفت

که یهو از اتاق خاله ی کوک صدایی شنیدم


ادامه دارد.....


شرط

۱۲ لایک

۱۵ کامنت

۱۰ ریپست

به من ربطی نداره
اگه هم بد شد معذرت میخوام
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ۴۲

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

اجبار به بدبختی پارت ۲۴

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

پارت ۲۲

LESSON

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط