{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واعظی بر منبری دادی سخن

واعظی بر منبری دادی سخن
گرد بودی دور منبر مرد و زن

پندها می داد با صد آب و تاب
رهنمون می کرد بر راه ثواب

سخت گریان بود مردی زان میان
زار و نالان با دو صد آه و فغان

گفت واعظ گر یه ات ذکر خداست
گریه ی تو ارزشش بیش از دعاست

هست هر قطره ز اشکت دُرّ ناب
می نویسند از برایت صد ثواب

داد پاسخ مرد گریان شیخ را
من نمی فهمم سخنهای شما

داشتم من یک بز سرخ قشنگ
فرز و چابک چست و چالاک وزرنگ

بود ریشش مثل ریش تو بلند
مُرد و من را کرد زار و دردمند

دیدن ریش تو قلبم را فِسُرد
یاد آن بز اوفتادم من که مُرد

گریه ام بود علتش این ماجرا
نه سخن ها و بیانات شما!

👤عبید زاکانی
دیدگاه ها (۱)

روضه خوان مشهور شهر بود، یکی از شبهای محرم، بعد از آخرین مجل...

بازرگانی یک طوطی زیبا و شیرین سخن در قفس داشت. روزی که آماده...

حکیم عسکر

بسم الله✅اول:سید مهدی قوام از روحانی های اخلاق مدار دهه ۴۰ ت...

پنج حکایت از#آقا سید مهدی قوام اول:سید مهدی قوام از روحانی ه...

به نظرم ارزش خوندن داره :-D : دوستی از دوستانم در دورود همسر...

نحوه شهادت حضرت رقیه؛امام صادق(ع) می‌فرمایند: اهل بیت را در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط