لب باز کردم ، تا لبانت را... لبم سوخت
لب باز کردم ، تا لبانت را... لبم سوخت
باید فقط از دور ، کندوی عسل را ...
در پیش هر خاری گلی لب وا نموده
با چشم خود دیدیم ، اسرار ازل را
گفت“از محبت خارهاگل می شود”،کو؟
لبهای تو منکر شد این ضرب المثل را
سخت است در ساحل نشستن با لب خشک
تا کی ، فقط وصف لبانت در غزل را
باید که دستم را به کندویت رسانم
هر چند میدانم مکافات عمل را ...
باید فقط از دور ، کندوی عسل را ...
در پیش هر خاری گلی لب وا نموده
با چشم خود دیدیم ، اسرار ازل را
گفت“از محبت خارهاگل می شود”،کو؟
لبهای تو منکر شد این ضرب المثل را
سخت است در ساحل نشستن با لب خشک
تا کی ، فقط وصف لبانت در غزل را
باید که دستم را به کندویت رسانم
هر چند میدانم مکافات عمل را ...
- ۱.۰k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط