گر چه من خود ز عدم

گر چه من خود ز عدم
دلخوش و خندان زادم

عشق آموخت مرا ، شکل دگر خندیدن


مولانای_جان
دیدگاه ها (۱)

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

گر تو شوی گناه من، توبه نمی‌کنم ز تو… ❤️‍🔥سرور و میر و شاه م...

دل بده که حکایتِ دلِ‌هااااا...😍👌.چشمِ تو فرمانده شد دل شد سپ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

عاشقانه های شبنم

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط