آن بِهشتی که همه

آن بِهشتی که همه
در طَلَبَش مُعتَکِف‌اند

منِ کافر همه شَب
با تو بِه آغوش کشم...


#خواجوی_کرمانی
دیدگاه ها (۶)

هیچ وقت دلدادگی بدون درد نبود و حالا من،به آغوش می‌کشم دردی ...

من تو را معمولی دوست ندارم؛ من با تو نفس می‌کشم، با صدایت آر...

هر بار ازش پرسیدم چرا انقد عاشقتمگفت چرا دروغ میگیاما تو نمی...

کاش راهی بود برای رسیدن به تو؛حتی اگر سهم من از دیدنت،فقط خو...

خوشبحال ساکنان‌ کربلا همسایه‌اند ؛آن‌ بهشتی‌ را که‌ ما هر شب...

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای توپرده غنچه می‌درد خنده دلگشای ...

دلم بهشتی میخواهد شبیه به تو

داستانِ خودکشیِ من با رفتنِ تو شروع شد...من بعد از تو هر روز...

رفیق شهیدم…شکسته رسیدممن از وحشت روزگارم به آغوش تو پر کشیدم

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط