هرچیزی قدیمی اش صفای بیشتری دارد

#هرچیزی قدیمیش صفای بیشتری دارد
بند بند وجودت جان تازه ای می گرفت. به هر طرف که می نگریستی نشانه ای از تازگی، هنر و زحمت دستان پر تلاش بانوانی را می دیدی که با عشق، خانه های خود را مزین کرده بودند. در و دیوار خانه ها از سادگی حرف می زد و همه چیز در عین اصالت، ساده بود و بی آلایش. بالش ها و مخده های رنگی دور تا دور اتاق ها را فرا گرفته بود.
 حس زندگی
قدم به این خانه ها که می گذاشتی، انگار همه در و دیوارها زنده بود و حرف می زد. خانه های قدیمی با آن در و  دیوارهای کاهگلی و خشتی، همه اهل خانه را به ذوق می آورد تا غروب به غروب، حیاط خانه را آب پاشی کنند و صفایی به آن بدهند.
دیدن نورهای رنگی از میان پنجره های ارسی  خانه مادربزرگ هم خالی از لطف نبود، هر چه بود هنر بود، سادگی بود و عشق.
صبح به صبح صورتت را نورهای رنگی که از میان پنجره ارسی به اتاق ها سرک می کشید نوازش می داد و تو را از خواب ناز بیدار می کرد و همه خستگی را از تنت می ربود. زیستن در خانه ای که هر روز خورشید با تقلا، خود را از میان شیشه های رنگی پنجره ارسی به کف اتاق می رساند، صفایی دیگر داشت. وقتی خورشید سخاوتمندانه نور خود را از لا به لای چوب و شیشه به داخل خانه ها پیوند می زد، زندگی در سرتاسر خانه هایی ساده با آن سقف های چوبی اش جاری می شد.  
#خاص
دیدگاه ها (۹)

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

➳‌‌   ⃟ٖٜٖٜٖٜ🍁ᥫ᭡در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part<67فصل سی‌ام | د...

عاشقانه های شبنم

پدرم نیست ...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط