فیک توکیو ریونجرز پارت 21
حرفی ندارم بریم بخونیم 🌌🍁
در معبد موساشی
دراکن : مایکییییییی ... من اومدم .
مایکی : عه کن چین وایسا خواهرتم آوردی؟
دراکن : آره خوب
مایکی : خب ... باشه . 😏
نرو : قیافش مشکوکه .
یوری :*عکس گرفتن * سوژه شناسایی شد .😎
نرو : صحیح 😶
مایکی : خب ...
نرو : چرا همه ی اعضا نیستن؟
مایکی : خب ... ما امروز میخوایم بریم لب ساحل و فقط اعضای اصلی اومدن .
دراکن : خب اول بهتر معرفی کنیم.
یوری : کی ؟ این؟ بیوگرافی همشونو حفظه نیازی نیست .
نرو : میبندی یا ببندمت ؟
مایکی : خب اگه راست میگی همرو بگو .
نرو : ها ؟
دراکن : یوری چان عه ببخشید یوری گفت همرو میشناسی پس بگو
نرو : خب فرمانده ی دسته ی اول باجی کیسوکه
نائب فرمانده ماتسونو چیفویو
فرمانده ی دسته ی دوم تاکاشی میتسویا
نائب فرمانده شیبا هاکّای
فرمانده ی دسته ی سوم پاه بود
نائب فرمانده په _ یان
که الان زندانه
فرمانده ی دسته ی چهارم اسمایلی یا کاواتا ناهویا
نائب فرمانده انگری یا کاواتا سویا
فرمانده ی دسته ی پنجم موتوعه
نائب فرمانده هاروچیو سانزو *تند *
مایکی : ...😶
دراکن : خب همشون درست گفتی 🙄
باجی : این کیه ؟
مایکی خواهر کوچیک کن چین
میتسویا : دراکن خواهر داره
باجی : کسی میدونست ؟
بقیه : نه
یوری : هعی آفرین خب پیش به سوی ساحل
مایکی : عاممم ... باشه بریم .😃
یوری : پار حرکت کن .
نرو : بدون موتور اومدم .
مایکی : اشکال نداره ما میبریمتون .😈
یوری : مشکل حل شد خب بوریم .😈
نرو : حس خوبی ندارم 😰
یوری : عوممم ... من با دراکن میرم😈
مایکی : نرو تو میتونی با من بیای😈
نرو : پس قضیه این است 🫤
یوری : منو بزار رو موتور دراکن نمیتونم برم .
نرو : خب باش 😶
خلاصه که سوار موتور ها شدن تا برن
نرو :* گذاشتن یوری رو موتور دراکن **نشستن پشت موتور مایکی *(توجه داشته باشید که اینجا نرو برعکس نشسته و پشتشبه مایکی هست )
مایکی : اینجوری میافتی
نرو : نه همینجوری خوبه
دراکن : از رو موتور میافتی درست بشین .
نرو : اگه افتادم با خودم
یوری : نترس ما عادت داریم نمیافتیم
مایکی : ☹️(دوستان همانطور که میدونید میخواست نرو بقلش کنه واسه همین ناناحته بشم 🥹) باشه بریم .
خلاصه که رفتن و مایکی تند میرفت تا نرو درست بشینه اما جواب نداد .
دراکن : مگه مسابقه گذاشتی آروم برو .
مایکی : میخوام تند برم .
نرو : بشم به خودم رفته تند میره 🫠✨
مایکی : بشت ؟🤨
یوری : بششی دیگه
مایکی : نمیفهمم یعنی چی؟
نرو : ما هم نمیفهمیم مهم نیست 🫠✨💫
همه به غیر از یوری :🫤
یوری : 😶
نرو : من همینجا پیاده میشم .
مایکی : *وایسادن * کجا میری؟
نرو : خودتون میفهمید.
خلاصه نرو رفت و بقیه رفتن سمت ساحل و کمی بعد نرو آمد و ...
دستم شکست پایان این پارت 🎍🎋
در معبد موساشی
دراکن : مایکییییییی ... من اومدم .
مایکی : عه کن چین وایسا خواهرتم آوردی؟
دراکن : آره خوب
مایکی : خب ... باشه . 😏
نرو : قیافش مشکوکه .
یوری :*عکس گرفتن * سوژه شناسایی شد .😎
نرو : صحیح 😶
مایکی : خب ...
نرو : چرا همه ی اعضا نیستن؟
مایکی : خب ... ما امروز میخوایم بریم لب ساحل و فقط اعضای اصلی اومدن .
دراکن : خب اول بهتر معرفی کنیم.
یوری : کی ؟ این؟ بیوگرافی همشونو حفظه نیازی نیست .
نرو : میبندی یا ببندمت ؟
مایکی : خب اگه راست میگی همرو بگو .
نرو : ها ؟
دراکن : یوری چان عه ببخشید یوری گفت همرو میشناسی پس بگو
نرو : خب فرمانده ی دسته ی اول باجی کیسوکه
نائب فرمانده ماتسونو چیفویو
فرمانده ی دسته ی دوم تاکاشی میتسویا
نائب فرمانده شیبا هاکّای
فرمانده ی دسته ی سوم پاه بود
نائب فرمانده په _ یان
که الان زندانه
فرمانده ی دسته ی چهارم اسمایلی یا کاواتا ناهویا
نائب فرمانده انگری یا کاواتا سویا
فرمانده ی دسته ی پنجم موتوعه
نائب فرمانده هاروچیو سانزو *تند *
مایکی : ...😶
دراکن : خب همشون درست گفتی 🙄
باجی : این کیه ؟
مایکی خواهر کوچیک کن چین
میتسویا : دراکن خواهر داره
باجی : کسی میدونست ؟
بقیه : نه
یوری : هعی آفرین خب پیش به سوی ساحل
مایکی : عاممم ... باشه بریم .😃
یوری : پار حرکت کن .
نرو : بدون موتور اومدم .
مایکی : اشکال نداره ما میبریمتون .😈
یوری : مشکل حل شد خب بوریم .😈
نرو : حس خوبی ندارم 😰
یوری : عوممم ... من با دراکن میرم😈
مایکی : نرو تو میتونی با من بیای😈
نرو : پس قضیه این است 🫤
یوری : منو بزار رو موتور دراکن نمیتونم برم .
نرو : خب باش 😶
خلاصه که سوار موتور ها شدن تا برن
نرو :* گذاشتن یوری رو موتور دراکن **نشستن پشت موتور مایکی *(توجه داشته باشید که اینجا نرو برعکس نشسته و پشتشبه مایکی هست )
مایکی : اینجوری میافتی
نرو : نه همینجوری خوبه
دراکن : از رو موتور میافتی درست بشین .
نرو : اگه افتادم با خودم
یوری : نترس ما عادت داریم نمیافتیم
مایکی : ☹️(دوستان همانطور که میدونید میخواست نرو بقلش کنه واسه همین ناناحته بشم 🥹) باشه بریم .
خلاصه که رفتن و مایکی تند میرفت تا نرو درست بشینه اما جواب نداد .
دراکن : مگه مسابقه گذاشتی آروم برو .
مایکی : میخوام تند برم .
نرو : بشم به خودم رفته تند میره 🫠✨
مایکی : بشت ؟🤨
یوری : بششی دیگه
مایکی : نمیفهمم یعنی چی؟
نرو : ما هم نمیفهمیم مهم نیست 🫠✨💫
همه به غیر از یوری :🫤
یوری : 😶
نرو : من همینجا پیاده میشم .
مایکی : *وایسادن * کجا میری؟
نرو : خودتون میفهمید.
خلاصه نرو رفت و بقیه رفتن سمت ساحل و کمی بعد نرو آمد و ...
دستم شکست پایان این پارت 🎍🎋
۴.۱k
۰۶ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.