وحدت مطلوب و معقول
وحدت مطلوب و معقول
وحدت در لغت به معناي يكي شدن و واحد بودن دو چيز و دو امري است كه سنخيت و قابليت و امكان يكي شدن را دارند.
از نظر منطقي و فلسفي، وحدت در مورد دو امر بسيط، محال شمرده ميشود، چون دو ماهيت متمايز كه داراي دو جوهر جداگانه هستند، بعد از اتحاد هرگز ماهيت و جوهر ذاتي خود را از دست نميدهند و از اين رو از ديدگاه حكما اتحاد واقعي به معناي اجتماع مثلين و يا انقلاب در ذات است، بنابراين در اتحاد به معناي فلسفي دوئيت از بين نميرود مگر اين كه يكي به طور كلي معدوم شود؛ به همين خاطر فلاسفه اتحاد را به معناي تركيب و تقارن اجزاء ميدانند، نه به معناي يكي شدن دو امر. اما در امور اجتماعي وحدت به معناي اتحاد افراد يك جامعه، و يا پيروان يك دين و به معناي تكيه افراد بر اشتراكات، افكار و آرمانهاي مشترك و هم سو بودن در جهت هدف اصلي و مهمتر، و پرهيز از تفرقه و تعصب بر سر مسايل فرعي اختلافي است.
بنابراين مقصود از وحدت مذاهب و وحدت امت اسلامي اين است كه همه مذاهب اسلامي، اختلافات خود را كنار بگذارند و بر آنچه كه نسبت به آن اتفاقنظر دارند تأكيد كنند و مقصود اين نيست كه از بين مذاهب و عقايد موجود يكي انتخاب شود و بقيه بدون تعصب و تصلب نسبت به عقايد خود، بريك مذهب مورد قبول توافق نمايند، و يا اينكه همه از نو عقايد خود را در قالب مذهب جديد و جامعتري كه اصول همه مذاهب موجود را در بر ميگيرد، ارايه نمايند و در واقع در بحث وحدت اسلامي، بايد ببين وحدت مذاهب، و وحدت امت اسلامي و اتحاد مسلمين تفكيك قايل شد و اين دو را باهم خلط نكرد.
«بديهي است كه منظور علماي دلسوز و مدافع وحدت اسلامي از وحدت، حصر مذاهب در يك مذهب و اخذ مشتركات مذاهب و طرد متفرقات آنها نيست؛ زيرا اين امر نه معقول و نه منطقي است و نه مطلوب و عملي. بلكه منظور، دست برداشتن از اختلافات جزئي بياساس و متشكل شدن در صف واحد در برابر دشمنان اسلام است. به عقيده مدافعان و مناديان وحدت اسلامي، مسلمين همه خداي يگانه را ميپرستند و همه به نبوت رسول اكرم9 ايمان و اذعان دارند، كتاب همه قرآن، و قبله همه كعبه است، باهم و مانند هم حج را به جاي ميآورند، و مانند هم نماز ميخوانند و روزه ميگيرند، و در واقع يك جهان بيني و فرهنگ مشترك و تمدن عظيم و سابقه تاريخي درخشان دارند». (مطهري، 1362، ص 90).
وقتي در اصليترين و مبناييترين اصول دين اتفاق نظر وجود دارد، تفرقه و تشتت نه از نظردين و نه از نظر عقل قابل توجيه نخواهد بود.
وحدت در لغت به معناي يكي شدن و واحد بودن دو چيز و دو امري است كه سنخيت و قابليت و امكان يكي شدن را دارند.
از نظر منطقي و فلسفي، وحدت در مورد دو امر بسيط، محال شمرده ميشود، چون دو ماهيت متمايز كه داراي دو جوهر جداگانه هستند، بعد از اتحاد هرگز ماهيت و جوهر ذاتي خود را از دست نميدهند و از اين رو از ديدگاه حكما اتحاد واقعي به معناي اجتماع مثلين و يا انقلاب در ذات است، بنابراين در اتحاد به معناي فلسفي دوئيت از بين نميرود مگر اين كه يكي به طور كلي معدوم شود؛ به همين خاطر فلاسفه اتحاد را به معناي تركيب و تقارن اجزاء ميدانند، نه به معناي يكي شدن دو امر. اما در امور اجتماعي وحدت به معناي اتحاد افراد يك جامعه، و يا پيروان يك دين و به معناي تكيه افراد بر اشتراكات، افكار و آرمانهاي مشترك و هم سو بودن در جهت هدف اصلي و مهمتر، و پرهيز از تفرقه و تعصب بر سر مسايل فرعي اختلافي است.
بنابراين مقصود از وحدت مذاهب و وحدت امت اسلامي اين است كه همه مذاهب اسلامي، اختلافات خود را كنار بگذارند و بر آنچه كه نسبت به آن اتفاقنظر دارند تأكيد كنند و مقصود اين نيست كه از بين مذاهب و عقايد موجود يكي انتخاب شود و بقيه بدون تعصب و تصلب نسبت به عقايد خود، بريك مذهب مورد قبول توافق نمايند، و يا اينكه همه از نو عقايد خود را در قالب مذهب جديد و جامعتري كه اصول همه مذاهب موجود را در بر ميگيرد، ارايه نمايند و در واقع در بحث وحدت اسلامي، بايد ببين وحدت مذاهب، و وحدت امت اسلامي و اتحاد مسلمين تفكيك قايل شد و اين دو را باهم خلط نكرد.
«بديهي است كه منظور علماي دلسوز و مدافع وحدت اسلامي از وحدت، حصر مذاهب در يك مذهب و اخذ مشتركات مذاهب و طرد متفرقات آنها نيست؛ زيرا اين امر نه معقول و نه منطقي است و نه مطلوب و عملي. بلكه منظور، دست برداشتن از اختلافات جزئي بياساس و متشكل شدن در صف واحد در برابر دشمنان اسلام است. به عقيده مدافعان و مناديان وحدت اسلامي، مسلمين همه خداي يگانه را ميپرستند و همه به نبوت رسول اكرم9 ايمان و اذعان دارند، كتاب همه قرآن، و قبله همه كعبه است، باهم و مانند هم حج را به جاي ميآورند، و مانند هم نماز ميخوانند و روزه ميگيرند، و در واقع يك جهان بيني و فرهنگ مشترك و تمدن عظيم و سابقه تاريخي درخشان دارند». (مطهري، 1362، ص 90).
وقتي در اصليترين و مبناييترين اصول دين اتفاق نظر وجود دارد، تفرقه و تشتت نه از نظردين و نه از نظر عقل قابل توجيه نخواهد بود.
- ۲۰۸
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط