💔Angel wings💔پارت 5
وقتی صورت کاگیاما رو دیدم دستانمم را ناخوداگاه جلوی دهانم گذاشتم. به سمت بدن دیگری ک روی زمین افتاده بود رفتم همانطورکه حدس میزدم برای هیناتا بود....باید با اورژانس تماس میگرفتم و پلیس! اول با اورژانس تماس گرفتم همان طور که اشک از گونه ام سرازیر میشد گففتم:سلام شبتون بخیر ببخشید 2 تا مورد اورژانسی دم رودخانه آیجین است انگار از دره پرت شدن لطفا سریع یکی رو بفرستین التماستون میکنم خواهش میکنم همین الانم ازشون یه عالمه خ_و_ن رفته _خانم آرامشتون رو حفظ کنین الان میایم......و تلفن را قطع کردم و به پلیس زنگ زدم: سلللام آقا خسته نباشید یه مورد رو میخواستم گزارش کنم که انگار قصد قت_ل داشته...._خانم شما کجا هستید+رودخانه آیجین_مطمئن هستید قصد این کار رو داشتن؟+بله من مطمئنم_الان نیرو میفرستم........من شماره مربی اوکای رو فقط سیو دارم بقیه بچه هارو ازشون نگرفتم.... بهش زنگ میزنم:آقای اوکای خداروسکر برداشتین +چیزی شده هلن؟_کاگیاما و هیناتا از دره پرت شدن پایین دم رودخونه آیجین خواهش میکنم زودتر بیاین خواهش میکنم یه عالمه خ)*ون ازشون رفته به اورژانس زنگ زدم+چی گفتیییی هللللن؟ الان زود خودمون رو میرسونیم.......دستم رو روی قلب کاگیاما گذاشتم ....تپش ضعیفی حس کردم ...هیناتا هم همینطور ...دست کاگیاما رو گرفتم و گفتم:تحمل کن دووم بیار الان میرسن ......و سرم رو روی شوونه اش گذاشتم و محکم ب*غ^لش کردم:کاگیاما دووم بیار خواهش میکنم....سریع بلند شدم...چی شد؟ چرا اون برای من مهمه؟...به هیناتا نگاه کردم تی شرت سفیدش قرمز شده بود قرمز تیره ای که دیگه باعث میشد من فکر کنم تی شرتش قرمز است...
احساس عجیبی دارم ....یعنی من نسبت به کاگیاما حس دارم؟غیر ممکنه........اون درباره ممن چی فکر میکنه؟........به هیناتا نگاهی انداختم هنوز نفس میکشند ولی به سختی...تا حالا تا این موقع شب کنار رودخانه آیجین نبودم.....صبر کن شب؟اویکاوااااااا قرار بود همو ببینیم ولی چیکار کنم.....بزار بهش زنگ بزنم:الو ؟_سلام هلن کجا موندی؟+اویکاوا ببخشید واقعا من تو یه وضعیت بدیم کاگیاما و هیناتا از دره پرت شدن پایین حالشون بده ممن نمیتونم بیامم_چی مگه میشه کجایی؟+رودخونه آیجین...._الان خودمو میرسونم بای
وای خدا دارم میمیرم از خستگی......یکم بخووابم؟ نه نه ممکنه حالشون بد شه به چهره کاگیاما نگاهی انداختم .....همان لحظه صدای آب را شنیدم ...انگار کسی در آب شنا میکرد.....و بعد از یک مدت صدای آب قطع شد و صدای راه رفتن آهسته ای آمد ولی محکم....به سمت آب نگاه کردم یک چیزی داشت از آب بیرون می آمد اول با خودم گفتم حتما یکی از بچه هاست و بعد که بیشتر دقت کردم دیدم از رودخانه کروکودیلی بیرون آمده ول.ی.یییی صبر کن یه دونه نیست چند تاست.........وای خدا
آنچه خواهید دید!: هلن:وای نه وای نههههه/هلن:ککاگیاما هیناتا چجوری ببرمتون گیر افتادیم/هلن:حداقل با هم می_می_ریم💔Angel wings💔پارت 5
احساس عجیبی دارم ....یعنی من نسبت به کاگیاما حس دارم؟غیر ممکنه........اون درباره ممن چی فکر میکنه؟........به هیناتا نگاهی انداختم هنوز نفس میکشند ولی به سختی...تا حالا تا این موقع شب کنار رودخانه آیجین نبودم.....صبر کن شب؟اویکاوااااااا قرار بود همو ببینیم ولی چیکار کنم.....بزار بهش زنگ بزنم:الو ؟_سلام هلن کجا موندی؟+اویکاوا ببخشید واقعا من تو یه وضعیت بدیم کاگیاما و هیناتا از دره پرت شدن پایین حالشون بده ممن نمیتونم بیامم_چی مگه میشه کجایی؟+رودخونه آیجین...._الان خودمو میرسونم بای
وای خدا دارم میمیرم از خستگی......یکم بخووابم؟ نه نه ممکنه حالشون بد شه به چهره کاگیاما نگاهی انداختم .....همان لحظه صدای آب را شنیدم ...انگار کسی در آب شنا میکرد.....و بعد از یک مدت صدای آب قطع شد و صدای راه رفتن آهسته ای آمد ولی محکم....به سمت آب نگاه کردم یک چیزی داشت از آب بیرون می آمد اول با خودم گفتم حتما یکی از بچه هاست و بعد که بیشتر دقت کردم دیدم از رودخانه کروکودیلی بیرون آمده ول.ی.یییی صبر کن یه دونه نیست چند تاست.........وای خدا
آنچه خواهید دید!: هلن:وای نه وای نههههه/هلن:ککاگیاما هیناتا چجوری ببرمتون گیر افتادیم/هلن:حداقل با هم می_می_ریم💔Angel wings💔پارت 5
۲۶.۵k
۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.