{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!
کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود!

باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است
سبز بودم، سردی دست تبر حقم نبود!

چوب دیوار خودم را میخورم، تکلیف چیست؟
غرق در محدوده ای بودم که در حقم نبود!

مثل ماهی ها به آب خوش خیالی میزدم
خام بودم؛ صید ماه غوطه ور حقم نبود !

هرکسی سهم خودش را میبرد از باغ عشق
سرو رعنا بودم و ترک ثمر حقم نبود
دیدگاه ها (۱)

انشایم که تمام شدمعلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستمو گفت جمل...

""چه نامردیست روزگار....حالاکه پرازحرفیم...دیگرزنگ انشا ندار...

مثل گندم باش !!!درخت های بلند صنوبر را دیده ای ؟در برابر تند...

مثل گندم باش !!!درخت های بلند صنوبر را دیده ای ؟در برابر تند...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

•• من شکستم تکه تکه، اینقدر حقم نبود...کوزه ای بودم ك سنگی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط