{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باماشین بودم چندتاپسروایساده بودن یکیش خیلی خودشوگرفته بو

باماشین بودم چندتاپسروایساده بودن یکیش خیلی خودشوگرفته بودبوق زدم گفت من؟ گفتم اره ی لبخندی ب دوستاش زد وسایلشوبرداشت دویدتااومد دروبازکنه گفتم میتو سوسکتوله ینی دوستاش ک زمینوگازمیزدن ازخنده هیچ پسره هم توافق محو شددختراپرچممون بالا
دیدگاه ها (۱)

شب بخیر دوستای عزیزم

در این خاک در این پاک به جز مهر به جز عشق دگر هیچ نکاریم

با مامان قهر بودم مثلا! در اتاقم در زد گفت :میخوایم شام بخور...

ویرایش یک سخن باران در آوای باران به فرید: دمت گرم خیلی مردی...

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

پارت آخر

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط