باماشین بودم چندتاپسروایساده بودن یکیش خیلی خودشوگرفته بو
باماشین بودم چندتاپسروایساده بودن یکیش خیلی خودشوگرفته بودبوق زدم گفت من؟ گفتم اره ی لبخندی ب دوستاش زد وسایلشوبرداشت دویدتااومد دروبازکنه گفتم میتو سوسکتوله ینی دوستاش ک زمینوگازمیزدن ازخنده هیچ پسره هم توافق محو شددختراپرچممون بالا
- ۲.۶k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط